فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٤ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت آيت الله سيدمحسن خرّازى
هرگاه تصاوير را زيرپاى خود بگذارى نماز برروى آنها مانعى ندارد. (٥١)
«تمثال» دراين روايت بدون وجود قرينه برنقاشى حمل شده است. اين امر نشانگر آن است كه اين واژه به صورت شايع درنقاشى نيز بسان مجسمه، كاربرد دارد. نظير اين روايت فراوان است.
اما اين كه اگر از عرف سوءال شود كه آيا اين صورت يا تمثال، صورت شئ از تمام جهات وجوانب است پاسخ منفى خواهد داد،جواب آن اين است كه نفى عرف تشابه صورت باشئ در تمام جهات مانعنمىشود كه ما با وجود تشابه صورت باشىء در برخى از جهات، صورت را برآن اطلاق نكنيم. اگر بنا باشد در صدق صورت، تشا به صورت باشئ در تمام جهات لازم باشد لازم مىآيد درجايى كه ما از جهت ابعاد، صورت و تمثالى كوچكتر يا بزرگتر از شئ فراهم آورده ايم، ديگر به آن تصوير و تمثال شئ اطلاق نگردد؛ و اين خلاف ارتكاز و خلاف واقع است؛ زيرا چه بسا مجسمه از صاحب اصلى خود كوچكتر يا بزرگتر است با اين حال برآن تصوير يا تمثال اطلاق مىگردد. از اينجا مىتوان نتيجه گرفت كه در صدق تشابه، مشابهت از تمام جهات لازم نيست. اگر تشابه در تمام جهات در مجسمه براى اطلاق دو واژه«تصوير» و «تمثال» لازم نيست، در باره نقاشى نيز چنين است.
خلاصه معيار در صحّت اطلاق «تصوير» و «تمثال» صدق عرفى است و عرف اطلاق «تصوير» و «تمثال» را بر نقاشى و مجسمه صادق مىداند بنا بر اين اشكالى كه از جهت معناى «تصوير» و «تمثال» براين روايت شده مردود است؛ هرچند كه دو اشكال پيشين برقوّت خود باقى است كه اوّلا؛ روايت دچار ضعف سند است و ثانياً؛ روايت در مقام بيان نيست. و اشكالاتى ديگر از اين دست.
نگاهى به ديدگاه شيخ انصارى (ره)
مرحوم شيخ با پذيرش حرمت نقاشى موجودات داراى روح، اين حرمت را با
(٥١) وسايل،ج ٣،ص٤٦٢،ب٣٢ از ابواب مكان نمازگزار،ح٧.