فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧١ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت آيت الله سيدمحسن خرّازى
افزون برروايات پيشين احتمال مىرود در روايت «من صوّر التماثيل فقد ضادّ الله» نيز حكمت تشريع حرمت نقاشى همان تشبّه به خالق باشد.
به هرحال چنان نيست كه طبق ادعاى امام خمينى(ره) حكمت تشريع حرمت نقاشى و مجمسه سازى تنها منحصر به جلوگيرى از بت پرستى باشد. اگر پذيرفتيم كه حكمت تشريع تنها در بت پرستى منحصر نيست[و تشبّه به خالق نيز مىتواند حكمت تشريع باشد] ديگر وجهى ندارد اطلاق روايات را كه از مطلق نقاشى و مجسمه سازى نهى مىكرد تنها ناظر به نقاشى و تنديس بتها بدانيم.
٤. نسبت به رواياتى كه درآنها آمده است امام(ع) به خاطر تحقير نقاشى، برروى فرشها ى داراى عكس مىنشسته است بايد گفت: اين كه امام مىفرمايد: من در مقابل عجم كه تصاوير نقش شده برروى پشتى و فرش را احترام مىگذاشتند و با نشستن برروى آن قصد اهانت و تحقيردارم، دليل نمىشود كه اين تصاوير همان بتهايى بوده است كه عجم آنها را مىپرستيدند؛ بلكه شايد آن نقشها مطلق تصاوير بوده و امام(ع) تنها مىخواسته با يكى از عادات جاهلى كه بزرگ داشت تصاوير و نصب و كشيدن آن بر سقف و ديوارخانه ها بود، به مخالفت بپردازد. افزون براين اگر به راستى تصاويرى كه دراين روايات از آن نام برده شده همان تصاوير بتها بوده است ـ همان گونه كه حضرت امير(ع) مأمور به نابود كردن و شكستن اين تصاوير بوده ـ ائمه(ع) نيز مىبايست به نابود كردن آن اقدام مىكردند نه آن كه آن را نگاه داشته و تنها به عنوان تحقير برروى آن بنشينند.
٥. اگر ما همراه با امام خمينى (ره) از اطلاق اين دسته از روايات [كه در باره تصاوير فرشها وارد شده است [دست شسته و انصراف آنها را به تصاوير بتها بپذيريم ديگر وجهى ندارد كه از اطلاق روايات دسته نخست كه ساختن تصاوير جانداران را به طور مطلق حرام مىدانسته، دست برداريم.
به رغم استدلالهاى امام خمينى(ره) مبنى بر انحصار حرمت نقاشى و مجسمه سازى درمورد بتها، به نظر مىرسد وى مطلق نقاشى و مجسمه سازى را حرام مىداند؛ زيرا اشكال مزبور [كه عذابهاى اعلام شده در روايات با مطلق نقاشى يا مجسمه سازى ناسازگار