فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٥ - قاعدۀ يد محمد رحمانى
٥. مبناى حضرت امام خمينى:حضرت امام «لاضرر» را از احكام حكومتى مىداند و مىنويسد:
اين سخن پيامبر اكرم(ص) كه فرموده است:«لاضرر و لاضرار» ظهور دارد در اين كه از احكام حكومتى است كه آن حضرت به عنوان حاكم و رهبر امت صادر كرده است . (٢٩)
دلالت روايت بر ضمان درصورتى صحيح است كه مبناى فاضل تونى را بپذيريم.اما براساس مبانى ديگر، اين حديث دلالت برضمان ندارد.
نقد و بررسى
ممكن است اشكالاتى براستفاده ضمان از حديث لاضرر وارد گردد. از جمله:
الف ـ حديث لاضرر نفى حكم ضررى مىكند نه جعل حكم بر ضمان.
ب ـ اين حديث درمقام امتنان برامت صادر شده و استفاده ضمان از آن خلاف امتنان است.
ج ـ جريان لاضرر نسبت به مالك، با جريان لاضرر نسبت به شخصى كه برمال مسلط شده معارض است. پس از جريان تعارض، تساقط مىكنند.
پاسخ:اولا؛ اين اشكالات در صورتى لازم مىآيد كه مبناى چهارم رانپذيريم و با پذيرش مبناى چهارم برخى از اين اشكالات ـ مانند اشكال دوم ـ.
وارد نخواهد بود.
ثانياً؛بر فرض عدم پذيرش مبناى چهارم، در صورتى اين اشكالات وارد است كه منشأ ضرر عدم حكم شارع به ضمان و جبران باشد. دراين صورت جا دارد بگوييم: مفاد «لاضرر» نفى حكم است نه جعل حكم. اما اگر منشأ ضرر، حكم شارع برعدم ضمان و يا حكم او به برائت از ضمان باشد چنين حكمى از سوى شارع ضررى است و بالاخره برداشته مىشود؛ زيرا درجاى خود ثابت شده كه حديث «لاضرر» بر احكام ديگر حكومت دارد و تفاوت نمىكند احكام ديگر وجودى باشند ـ مانند وجوب روزه بر مريض ـ و يا احكام عد مىباشند ـ مانند حكم بر عدم
(٢٩) حضرت امام خمينى، الرسائل،ص٥٥، موءسسه مطبوعاتى اسماعيليان.