فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٦ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت آيت الله سيدمحسن خرّازى
ماده مخصوص يا غير آن در تصويرى كه بر فيلم انعكاس يافتهتصرف مىكند و به آن ثبات مىبخشد به گونه اى كه اگر آن شىء را از مقابل دوربين دور كنند تصوير آن همچنان باقى مىماند؛ نظير تصرف در تصوير در آيينه و ثبات بخشيدن به آن.همان گونه كه براين شخص«مصوّر» اطلاق نمىشود بر عكاس نيز «مصوّر» اطلاق نمىگردد.
بلى؛ اگر تصويرى را از فيلم بر روى كاغذ و نظاير آن منتقل كنند بر آن «تصوير» صدق مىكند ا مّا صدق عنوان «تصوير» موجب نمىگردد كه كار نخست يعنى انعكاس تصويربرفيلم حرام باشد؛ زيرا مقدمه حرام حرام نيست مگر با تحقق مقدمه، اختيار سلب گردد و انعكاس تصوير در فيلم سلب اختيار نمىكند. بلى؛ اگر از اول قصدش آن باشد كه با انعكاس تصوير در فيلم زمينه را براى انعكاس آن بر كاغذ و امثال آن فراهم سازد تجرّى بركار او صادق است. نظير شخصى كه نزد عكاس حاضر است و قصدش آن باشد كه عكاس عكسش را بيندازد. در اينجا اگر انتقال عكس صورت بگيرد او به انجام گناه يارى رسانده[و مستحق عقوبت است] و اگر ا نتقال عكس انجام نپذيرد او مرتكب تجرّى شده است. مگر ملتزم شويم كه بر كسى كه تصوير واقعى را در آيينه و نظاير آن به طور ثابت منعكس نمايد عنوان «مصوّر» صدق مىكند؛ زيرا مفهوم تصوير ايجاد تصوير ثابت است و در صحت استناد چنين مفهومى به شخص كافى است كه فعل ثبات از طرف او انجام گرفته باشد هرچند اصل تصوير به دست او ايجاد نشده باشد. استاد ـ دام ظلّه ـ اين مطلب را پذيرفته است. و احتياط به جا است.
ممكن است بگوييم: اثبات تصوير ثابت غير از ايجاد تصوير است؛ بنا بر اين تصويرى كه در دوران ما متعارف است از نوع اول است كه در آن تنها به تصوير ثبات داده مىشود نه اين كه ايجاد گردد و اگر ما در مفهوم تصوير دچار شك شويم كه آيا مفهوم آن تنها ايجاد تصوير است يا اعم از ايجاد