فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٤ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت آيت الله سيدمحسن خرّازى
مبغوض است. بنا بر اين نهى از آفرينش و ايجاد تصوير همان گونه كه ايجاد مباشرى را شامل است ايجاد تسبيبى را نيز در بر مىگيرد و نياز نيست كه ما خصوصيت مباشرت را الغا كنيم تا با اين اشكال مواجه شويم كه ظاهر هيأت فعل، ايجاد مباشرى است.
به عبارت ديگر عرف براى قيد مباشرت خصوصيتى را نمىبيند و عدم وجود دستگاه مجسّمه سازى يا ترسيم نقاشى در عصر صدور روايات، مانع نمىشود كه ما خصوصيت مباشرت را در عصر خودمان لغو كنيم. مثلا اگر در روايت آمده باشد كه در فلان شب چراغ را روشن كنيد، اين استحباب تنها به چراغهاى عصر صدور روايت كه مستقيماً با دست روشن مىشده، اختصاص ندارد بلكه چراغهاى دوران ما را كه با تسبيب روشن مىشود نيز در بر مىگيرد. از طرف ديگر حكمت ممنوعيّت آفرينش تصوير تشبّه به خالق، در ساختن تنديس حيوانات بوده است و اين حكمت در ساختن تنديس حيوانات با دستگاههاى برقى نيز جارى است.
مگر گفته شود: حكمت ممنوعيت آفرينش تصوير تنها در جايى تحقق دارد كه تصوير با مباشرت ايجاد گردد نه با وساطت دستگاه هاى برقى. امّا اين ادعا مردود است؛ زيرا حتى آفريدن خداى متعال نيز به دو گونه است: گاه مستقيم و بدون دخالت سبب است مانند آفرينش آدم(ع)و گاهبا دخالت اسباب است همچون توليد نسل حيوان وانسان. بنا بر اين حكمت ممنوعيّت ـ كه همان تشبّه به خالق است ـ اختصاص به موردى ندارد كه سببى در بين نباشد بلكه حتى اگر درموردى سببى همچون دستگاه هاى برقى باشد نيز اين حكمت جارى مىباشد. خلاصه آن كهاطلاق روايات و اطلاق حكمت حرمت تصوير مقتضى آن است كه قيد مباشرت در تحقق حرمت دخالت ندارد.
اگر قائل به حرمت نقّاشى باشيم اين مسأله مطرح مىشود كه حكم تصاويرى كه با دستگاه هاى عكاسى و نقاشى ظاهر مىگردد چيست؟
امام خمينى (ره) براين باور است كه:
به اين نوع نقّاشى و مجسّمه تنها بانوعى مجاز و تأويل «تصوير» اطلاق مىگرد و تنها با كمك دليل و قرينه است كه مىتوانيم عنوان «مصوّر» را