فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٥ - مفهوم غناى حرام آيت الله محمد موءمن قمى
عثمان از امام صادق(ع) است، گويد:
از امام از تفسير «قولالزور» پرسيدم. فرمود: از جمله موارد قول زور اين است كه مردى به آوازخوانى احسنت بگويد. (٢٥)
از مباحث پيشين دانسته شد سخنى كه قول زور باشد دليل بر حرمت آن است. از اين جهت احسنت گفتن به آوازخوان حرام است و روشن است كه منشأ حرمت چنين گفتارى از آن جهت است كه نوعى تقدير و تشويق نسبت به آوازخوان در غنايش است و اگر غنايش حرام نبود وجهى براى حرمت تشويق او نبود.
از جمله رواياتى كه دلالت بر مدعا دارد معتبره يونس است. وى گويد:
از امام كاظم(ع) درباره غنا پرسيدم و گفتم: عباسى مدعى شده است كه شما غنا را رخصت دادهايد. امام فرمود: زنديق دروغ گفته است. او از من ازحكم غنا پرسيد، به او گفتم: مردى نزد ابوجعفر [امام باقر(ع) [آمد و از او حكم غنا را پرسيد. امام به او فرمود: اى فلانى! به نظر تو هرگاه خدا حق و باطل را جدا سازد غنا در كدام طرف خواهد بود؟ آن مرد گفت: با باطل. ابوجعفر به او فرمود: پس خود حكم غنا را بيان كردهاى. (٢٦)
نظير آن، معتبره ريّان بن صلت است كه در كتاب عيون مرحوم صدوق و رجال كشى از امام رضا(ع) نقل شده است. (٢٧)خوانندگان مىتوانند به آنها مراجعه كنند.
وجه دلالت اين روايات آن است كه اگر غنا حلال بود دليلى نبود كه امام(ع) ترخيص خود را درباره غنا انكار كند.
اگر انكار شديد امام را چنين حمل كنيم كه امام صرفاً به ترخيص تصريح نكرده، خلاف ظاهر است؛ بلكه اين انكار زمانى صحيح مىنمايد كه مراد امام(ع) در رديف باطل بودن غنا، بيان حرمت و عدم ترخيص امام باشد. در اينجا اخبار ديگرى هم هست كه
(٢٥) همان، باب ٩٩، ح٢١.
(٢٦) همان، ح١٣.
(٢٧) همان، ح١٤.