فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٥ - پول جديد از نگاه انديشمندان احمدعلى يوسفى
اين نظريّه در آغاز مبناى ارزش و ماليّت اشيا را فائده و مطلوبيّت به طور مطلق مىدانست و معتقد بود:
شيئ داراى ارزش و ماليّت است كه فائده و مطلوبيّت داشته باشد.
براساس اين نظريه مىتوان گفت:
مال هر آن چيزى است كه در نظر عرف و عقلا مطلوبيت داشته باشد.
اين نگرش به ارزش و ماليّت اشياء تا مدتها با ايراد اسميت مواجه بود كه مىگفت:
چه بسا اشياى مفيد مثل آب حائز ارزش چندانى نيست؛ درحالى كه اشياى نسبتاً كم فائده مثل جواهر و تابلوهاى استادان فن، داراى ارزش بسيارند. (٢٨)
دكتر قديرى در ادامه مىنويسد:
ولى در اواخر قرن نوزدهم، عدّه اى از متفكّران متوجّه اين موضوع شدند كه مطلوبيّت يك جزءشىء نسبت به ديگر (همان شىء) متفاوت است. مثلا اگر بگوييم آب هميشه مفيد ومطلوب است واقعيت ندارد، زيرا ليوان اول آب براى كسى كه تشنه باشد خيلى مطلوب است و ليوان دوم كمتر و ليوان سوم بازهم مطلوبيّت كمترى خواهد داشت و ليوان ششم يا هفتم كه انسان را كاملا ارضا كند، ديگر مطلوب نيست و مىتوانيم بگوييم كه مطلوبيّت ليوان آخر برابر صفر است.
بنابراين ارزش شىء منوط به فائده آن بهطور عام نيست؛ بلكه به فائده يا مطلوبيّت نهايى آن، يعنى به مطلوبيّت آخرين واحد آن بستگى دارد... براساس اين نظريّه، ارزش [ماليّت] هر شى با مطلوبيّت آخرين واحد موجود آن شىء تعيين مىشود. (٢٩)
بنابراين بر طبق اين نظريه مىتوان گفت:
مال آن اشيايى را گويند كه داراى مطلوبيّت نهايى مثبتى باشند.
(٢٨) دكتر باقرقديرى . كليّات علم اقتصاد،ص٩٤و٩٥.
(٢٩) دكتر باقر قديرى. كليّات علم اقتصاد،ص٩٦.