فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٩ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت آيت الله سيدمحسن خرّازى
ج ـ ومن خان أمانته في الدنيا ولم يردها على أربابها مات على غير دين الاسلام؛
كسى كه در دنيا به امانت خود خيانت كند و آن را به صاحبانش تحويل ندهد به دينى غير از آيين اسلام از داردنيا رخت خواهد بست. (٢٥)
با اين بيان روشن مىشود كه اگر در روايات آمده است شخص در اثر نقاشى از اسلام خارج شده مقصود خروج حكمى از اسلام است نه خروج حقيقى؛ زيرا روشن است ساختن خود بت باعث نمىگردد تا شخص به صورت حقيقى كافرشده و از مرز اسلام خارج گردد؛ پس چگونه ساختن تنديس مىتواند موجب كفر شود؟ اين كه امام خمينى(ره) مدعى است بين عذاب هاى شديد وعده داده شده در روايات و ساختن مجسمه مناسبت وجود ندارد، از ديدگاه ما قابل پذيرش نيست.
٢. حضرت امام ادعا كردند كه روايات مزبور با آنكه اطلاق دارند اما به بتها ظهور يا انصراف دارند. اين ادعا نيزمردود است؛ زيرا شاهدى برآن اقامه نشده است و بعيد شمردن عذابهاى مذكور در روايات كه امام آن را گواه مدعاى خود دانسته ـ افزون بر اين كه با بيان پيشين ما مردود است ـ موجب آن نمىگردد كه ما دست از اطلاق روايات شسته و نهى آن را تنها ناظر به نقاشى يا مجسمه بتها بدانيم. به ويژه آن كه احتمال دارد گناه نقاشى يا مجسمه سازى آن قدر بزرگ باشد كه اين عذابهاى شديد درشأن آن باشد. چنان كه روايات دميدن روح در قالب عكسها و مجسمه ها بزرگ بودن چنين گناهى را نشان مىدهند.[گويا شخص با اين كار به هماوردى با خداوند برخاسته كه خود معصيتى است بس بزرگ.] بنا بر اين ما نمىتوانيم به صرف استبعاد، دست از اطلاق روايات كه از مطلق تنديس و تصوير نهى كرده بشوييم. بلى اگر چنان بود كه مجسمه و نقاشى به صورت فراوان درمورد بتها كاربرد داشت ادعاى انصراف روايات در مورد بتها درست مىنمود؛ اما واقعاً چنين كاربردى تحقق نداشته است. اين كه شما مىفرماييد: گروهى از بت پرستان درصدد حفظ و نگهبانى آثار پيشينيان خود بوده اند، موجب نمىگردد كه ما اطلاق روايات مزبور را تنها ناظر به بتها بدانيم.
(٢٥) همان،ص٢٨٥.