فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٣ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت آيت الله سيدمحسن خرّازى
اطلاق«صورت» بر نقش و رسم ، اين است كه اگر از عرف سوءال شود كه آيا اين صورت يا تمثال، صورت شئ از جميع جهات است عرف پاسخ منفى مىدهد. اگر هم چنين نباشد حداقل آن است كه اطلاق حقيقى صورت بر چنين نقشها به ويژه با قرائنى كه صاحب جواهر و ديگران نقل كرده اند، جاى شك خواهد داشت. (٤٨)
صاحب جواهر به رواياتى استشهاد كرده كه بر تغيير سر عكسها يا بريدن يا شكستن آنها درحالت نماز دلالت دارد و ادعا نموده كه اين روايات به گونه اى به مجسمه سازى اشعار دارد؛لذا وى نتيجه گرفته كه نقاشى اين اشياء جايز است. (٤٩)
ممكن است بگوييم: همان گونه كه اطلاق دو واژه ء«تصوير» و «تمثال» اشياء ساخته شده (مجسمه) صحيح است، همچنين اطلاق اين دو واژه برنقاشى ها نيز صحيح مىباشد. اگر بخواهيم اين دو اصطلاح را از نقاشى سلب كنيم عرفاً نادرست است.
از اين رو همان طور كه مىتوان بر تنديس فردوسى، تمثال يا تصوير فردوسى اطلاق كرد، مىتوان بر نقاشى او تصوير فردوسى اطلاق نمود. و صحيح نيست كه عكس فردوسى را تصوير و تمثال او ندانيم. اين مطلب نشان مىدهد كه دو واژه «تصوير» و «تمثال» اعم است و شامل نقاشى و مجسمه هردو مىگردد. بنا بر اين تخصيص اين دو واژه به مجسمه قابل پذيرش نيست. بدين خاطر است كه استاد ما مرحوم اراكى(ره) گفته است:
اطلاق تمثال و تصوير برعكسها نيز شايع است. (٥٠)
اين ادعا كه اين دو واژه به خاطر وجود قرائن بر«عكس» اطلاق مىشوند، بى دليل است.مثلا واژه «تمثال» در روايت بدون وجود قرينه برعكس و نقّاشى اطلاق شده است. امام(ع) فرمود:
لابأس بأن تصلى على التماثيل إذا جعلتها تحتك؛
(٤٨) المكاسب المحرمه،ج١،ص٢٥٥.
(٤٩) ر.ك: جواهر الكلام،ج٢٢،ص٤٢.
(٥٠) المكاسب المحرمه،ص١٠٤. مراد از«نقوش» تصاوير است.