فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٢ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت آيت الله سيدمحسن خرّازى
صورة كلّف...؛ هركس عكسى بكشد مكلّف خواهد شد...» [كه ناظر به ساختن مجسمه است [شايع است و ثانياً؛ آنچه از عبارت«مثّل مثالا» در روايت فوق اراده شده ساختن مجسمه است نه نقاشى آنها.
در مقابل كسانى كه دو واژه «مثال» و «تصوير» را منحصر به نقاشى هاى متداول دانسته اند، امام خمينى (ره) معتقد است: روايات با همه فراوانى و گوناگونى تعابير برگرد دو عنوان مىچرخند كه عبارتند از: تصوير و تمثيل يعنى نقاشى و مجمسه سازى. از اين قاعده كلى تنها رواياتى كه درآن از نقش نهى شده استثنا مىشود[چه مقصود از نقش دراين روايات تنها نقاشى است] از طرفى بعيد نيست وقتى به صورت مطلق مىگوييم: تمثال و صورت شىء، مقصود وجود چيزى است كه مطلقا ـ يعنى در تما م جهات نه يك جهت ـ باشىء مورد نظر شباهت داشته است. امّا وقتى مىگوييم: تمثال چهره يا تمثال مقابل بدن، مقصود ما تمثال يك جهت از اندام بدن است نه تمام جهات؛ چنان كه وقتى مىگوييم: تمثال پشت اندام، مقصود ما همين است. حال اگر بخواهيم واژه تمثال را به صورت مجاز بر تمثال صورت يا اندام مقابل بدن بسان اندام پشت اطلاق كنيم بدون اشكال است،به ويژه آن كه اطلاق تمثال بر صورت و اندام پيشين بدن يا خصوص صورت، شايع و غير حقيقى است.
اما واژه«صورت» به معناى شكل يعنى هيأت است و هيأت شئ بسان تمثال آن، چيزى است كه در تمام جهات شبيه شئ باشد.
لذا اطلاق صورت بر نقاشى ها و عكسها مجاز است و به همين خاطر كه واژه«صورت» تنها بر تمثال چهره اطلاق مىگردد.اگر مىبينيم كه «صورت» درروايات به طور شايع برنقش و رسم اطلاق شده است، اين اطلاق مستند به قرائنى انجام گرفته است.
ممكن است اين اطلاق را بپذيريم و ادعا كنيم كه پشتى و چيزهاى ديگر [همچون فرش ها] كه در روايات از صورت آنها ياد شده مقصود از صور و تماثيل براين اشياء به صورت برجسته بوده است؛ مثل شكل آهو كه به صورت خوابيده يا ايستاده برروى پشتى نقش شده باشد و به گونه اى باشد كه برآن آهوى برجسته صدق كند. شاهد جواز