ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٢ - شهادت به وحدانيتش در امتداد هستى ما است
شهادت به وحدانيتش در امتداد هستى ما است اينست معناى هستى وابسته به يگانه بىنهايت ، كه لحظه اى را بدون شهادت و مشاهدهء هستىبخش سپرى نمى كند . اينست معناى آگاهى به لزوم تفسير و توجيه منطقى حيات آدمى كه بىمشاهدهء هستى بخش يگانه ، امكانپذير نخواهد بود . براى توضيح و اثبات انحصار دستاويز بشرى در شهادت ، طوفانها و عوامل وحشتزاى زندگى را كه سر راه همه كس را گرفته است ، دقت فرماييد : هستى چونان كتابى بىاول و آخر جلوه مى كند . هدف حيات در امواج طوفانى مغزها گم مى شود . رشتهء زنجيرى تاريخ در زير نظر تحقيق نهايى از هم مى گسلد ، لذايذ و آلام مانند ريسمانهاى سياه و سفيدى در هم مى پيچد و زندگى را با يك رنگ خاكسترى رنگين مى سازد و هر دو رنگ را از قابليت تفسير ساقط مى كند . افكار نافذ بزرگترين مغزهاى بشرى در فهم اصول و مبانى بنيادين طبيعت از ناچيزترين رويدادش گرفته تا مجموع آن ، خيره و سرگشته و درمانده مى شود . اين است طوفانها و عوامل بيم و وحشتى كه سر راه هر انسان آگاه را گرفته است و حل و فصل نهايى خود را بطور جدّى از او مى طلبد .
ناديده گرفتن اين عوامل همان « از خودبيگانگى » و مبارزه با خويشتن است كه در مبحث گذشته آن را توضيح داديم : آيا جز عامل شهادت و مشاهدهء يك حكمت برين از حكيم يگانه سراغ داريد كه انسان را از اين عوامل هول و وحشت آزاد كند اگر سراغ داريد ، چرا به بشريت كه در اين راه تلفات بىشمار مى دهد عرضه نمى كنيد توضيح نگرانى و اضطراب فراسوى زندگى معمولى را از قطبنماى درونى خود بخواهيم كه نشان مى دهد : آنچه كه از بالا شروع شده است در پايين ختم نمى گردد .
رفتن ببالا و جايگاه خويش به تكاپوى حياتى نيازمند است و سقوط به پايين بمبارزه با حيات .
٧ - و اشهد انّ محمّدا عبده و رسوله ارسله بالدّين المشهور و العلم المأثور