ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٤ - واقعيتى بود كه همه آن را مى دانستند
پيامبر را پاسخ مثبت داد و به سوى او رفت و به او ايمان آورد و اسلام را پذيرفت و در برابرش تسليم شد ، برادر و پسر عموى او على بن ابي طالب ( ع ) بود كه آن غيب مخفى را كه پيامبر دعوت بآن مى كرد ، تصديق نمود و او را بر همهء نزديكان و خويشاوندان مقدم داشت و با جان خود پيامبر را از هر حادثهء خطرناك نجات داد و در جنگها و صلحها با او بود .
همواره جان خود را در ساعتهاى شب و روز و موقع ترس و تشنگى به او بذل نمود . تا با چنان سبقتى بروز كرد كه در پيروان پيامبر نظيرى نداشت و هيچ فردى در كارهاى على شايستهء نزديكى و مقايسه با او نبود .
اى معاويه ، من مى بينم تو مى خواهى با او برابرى كنى در صورتى كه تو ، تويى و او اوست در صدق و خلوص نيت برتر از همهء مردم . و او با فضيلتترين انسانها از جهت نسل و همسر و پسر است . برادر او ( جعفر بن ابي طالب ) بود كه در روز موته جان خود را در راه پيامبر فدا كرد و عموى او حمزه سيد الشهداء در جنگ احد و پدر او ابو طالب كه از پيامبر و از حوزهء او دفاع كرد . و تو ملعون فرزند ملعون ، تو و پدرت همواره در صدد برپاكردن غائله و آشوب به ضرر پيامبر بوديد ، و دائما براى خاموش كردن نور خداوندى مى كوشيديد . جمعيتها را دور خود جمع مى كرديد و مال و ثروت بذل مى نموديد و قبايل را بر پيامبر اكرم مى شورانيديد و تحريك مى كرديد . پدرت با همين روحيهء پليد از دنيا رفت و تو با همان روحيّه به جايش نشستى . شاهد پليدىهاى تو كسانى هستند كه به دور خود جمع كرده اى ، نيز آن پسماندههاى احزاب و سران منافقين هستند كه بتو پناهنده شدهاند . و شاهد عظمت و شايستگى على بن ابي طالب با آن فضيلتهاى آشكار و ريشه دار ، ياران او از مهاجرين و انصارند كه خداوند فضل و فضيلت آنان را متذكر گشته است . آنان گروه گروه و دسته دسته در پيرامون على قرار گرفته حق را در پيروى از او و شقاوت را در مخالفت او مى بينند .
واى بر تو ، چگونه خود را با على يكى مى شمارى ، در صورتى كه او وارث رسول اللَّه و وصى او و پدر فرزندان اوست اوست اولين پيرو پيامبر و نزديكترين اشخاص از جهت عهد و ايمان باوى . پيامبر او را از اسرار خود مطلع و از امور خويش