ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٨ - ذهنها و انديشهها به جريان مى افتد
ذهنها و انديشهها به جريان مى افتد در تعريف ماهيت ذهن اختلاف فراوانى در ميان متفكران علوم انسانى در همهء دورانها وجود داشته است . گروهى مى گويند : ذهن عبارت است از مطلق درون ذاتى كه جايگاه صدها فعاليت و نمود ميباشد .
بعضى از متفكران معتقدند كه ذهن عبارت است از آن حالت گيرندگى و عكس بردارى كه در مغز آدمى وجود دارد . در نظريه سوم چنين گفته مى شود : كه ذهن يكى از وسايل شناخت و تصور واقعيات و تنظيم كنندهء آنها است .
امير المؤمنين عليه السلام در جملهء مورد تفسير سه نكتهء مهم را در بارهء ذهن متذكر شده است : نكتهء يكم - اين كه ذهن يك حقيقت نيست ، بلكه هر فردى از انسان داراى ذهنهاى متنوعى است .
نكتهء دوم - اين كه آن اذهان به جولان و جريان مى افتند .
نكتهء سوم - ذهن خود بخود به حركت و جولان در نمى آيد ، بلكه عامل ديگرى در انسان وجود دارد كه آن را مى گرداند .
بنا بر نكتهء اول ، بايد گفت : هر يكى از حالات درونى يا مغزى ما كه در يكى از سطوح خود آگاه يا ناخودآگاه به جريان مى افتد ، ما در آن حالت ذهن مخصوصى دارا مى باشيم ، اگر مغز ما در حال تداعى معانى است ، ما در اين حال ذهن تداعى معانى داريم و اگر در حال كنجكاوى است ، ما ذهن كنجكاوى داريم و همچنين اگر در حال انديشه و تفكر است ، ذهن انديشه اى در مغز ما بوجود آمده است . البتّه اين اصل ضرورى هم وجود دارد كه جريانات ذهنى ما مشروط به انگيزه هايى است كه چه از جهان عينى و چه از جهان درونى آن جريانات را بوجود مى آورند ، ولى مسلم است كه هر عاملى در هر موقعيتى كه باشد نمى تواند موجب بوجود آمدن جريان ذهنى باشد ، مثلا يك رودخانه در فلان نقطه از آسيا يا اروپا جريان دارد و در موقعيت خاصى كه انسانى در آن قرار گرفته و هيچ ارتباطى با او ندارد ،