ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٩ - ذهنها و انديشهها به جريان مى افتد
نمى تواند انگيزهء جريان ذهنى مخصوص به آن باشد . بلكه بايستى عامل جريان ارتباطى با انسان داشته باشد ، يعنى بيكى از شئون زندگى مادى يا معنوى او مربوط باشد تا بتواند ذهن او را به جريان بياندازد .
پس براى بوجود آمدن يك حركت در ذهن واحدهاى زير لزوم دارد : ١ - انسان داراى مغز سالم .
٢ - واقعيات بيرون از ذهن و جريان آن .
٣ - ارتباط آن واقعيات با زندگى انسان بطور عمومى .
٤ - جريانى كه بوسيلهء آن واقعيات مربوطه كه در شرايط معين عنوان انگيزگى پيدا كردهاند .
٥ - عامل تنظيم كنندهء انگيزهها و جريانات .
بعضى از متفكران اين عامل پنجم را در موضوع جريانات ذهنى به حساب نمى آورند ، ولى بنظر مى رسد : بدون محاسبهء اين عامل ، حذف و انتخاب و تنظيم در جريانات ذهنى بىعلت و يك پديدهء تصادفى باشد كه خود امكانناپذير است .
زيرا اگر عامل تنظيم از جريانات ذهنى حذف شود ، بايستى بپذيريم كه هزاران كارت مشخص كنندهء شمارهها و موضوعات يك كتابخانه را ، بنويسيم و از بيرون كتابخانه به درون كتابخانه بپاشيم ، آن كارتها مى توانند مطابق شمارهها و موضوعات تنظيم شوند مخصوصا در آن جريانات مشروط ذهنى كه داراى ارتباطات زيادى با واقعيات بوده باشد .
مثلا براى بدست آوردن اين نتيجه كه قانون در طبيعت حكمفرما است ، بايستى ذهن آدمى با صدها يا هزاران مشاهدات و تجربيات مستقيم و غير مستقيم ارتباط پيدا كند ، و احتمالات و پديده هايى را كه در ظاهر به آن مشاهدات و تجربيات اخلال مى آورد ، منتفى بسازد ، آن گاه قانون و انواع آن را درك كند و پس از برقرارى ارتباط صحيح ذهن با واقعيات مزبوره نتيجه اى را كه گفتيم بدست بياورد .
براى تنظيم اين همه واقعيات كه هر يك به تنهايى بوسيلهء حواس يا وسايل آزمايش به ذهن آدمى وارد شود ، وجود عامل درونى كه شخصيت يا « من » ناميده