ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٣ - واقعيتى بود كه همه آن را مى دانستند
پيدا كند و اختلافهاى نظرى را به كشاكشها و پيكارهاى عملى مبدل بسازد و با تضعيف هر دو طرف به هدفهاى سودجويانه خود نايل گردد .
مسئلهء خلافت كه ميان دو مذهب بزرگ شيعى و سنى مورد بحث است ، در جريان پديدهء مزبور قرار گرفته ، موجب سوء استفادههاى سودجويانه اقوياء گشته است . قانون الهى و عقل حكم مى كند كه طرفين با تمام هشيارى در بارهء آنچه كه ديگران در مسئلهء خلافت در نظر دارند ، بيانديشند و از بهره بردارى ديگران جلوگيرى كنند .
١ - و انّه ليعلم انّ محلَّى منها محلّ القطب من الرّحى ( و او خود قطعا مى دانست كه موقعيت من نسبت به خلافت موقعيت مركز آسياب به آسياب است كه به دور آن مى گردد ) .
واقعيتى بود كه همه آن را مى دانستند از منابع معتبر تاريخى و حديثى چنين برمى آيد كه نه تنها على بن ابي طالب عليه السلام خود را شايسته ترين فرد براى خلافت مى دانست ، بلكه اين شايستگى واقعيتى بود كه همگان آنرا پذيرفته بودند . از جمله دلايل روشنى كه اين حقيقت را اثبات مى كند : ١ - نامه محمد بن ابى بكر به معاويه و پاسخ معاويه به اوست نامه اى كه محمد بن ابي بكر پس از رسيدن به مصر به معاويه مى نويسد : از محمد بن ابى بكر به معاوية بن صخر گمراه : پس از حمد و ثناى خداوندى پروردگار متعال مخلوقات را با عظمت و قدرت خود ، آفريد ، نه از روى بازى و بيهودگى و نه از روى ناتوانى و احتياج به آفرينش آنها . بلكه مخلوقات را بندگان مطيع به بارگاهش قرارداد و اصناف و اقسام گوناگونى از آنان را نمودار ساخت . سپس با دانايى مطلق به شايستگى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله ، او را از ميان آنان برگزيد و براى اداى رسالتش انتخاب كرد و امين وحىاش قرار داد . خداوند پيامبر را رسولى بشارت دهنده و تهديد كننده برانگيخت . اولين كسى كه دعوت