ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٦ - محبت و گرايشى كه مبدل به عبادت و شرك مى گردد
انسانهاى با ايمان ، با مراتب گوناگونى بوجود مى آيد و مى تواند عظمت و جلال و جمال ربوبى را نشان بدهد . بنا بر اين ، گرايش به پيشوايان الهى يعنى گرايش به نور خداوندى كه خود نشاندهندهء عظمت و جلال و جمال ربوبى است . آيا اين شرك است آيا معقول است كه اين محبت و گرايش را با بتپرستى مقايسه كنيم انسان با داشتن روح ملكوتى كه در پيشوايان الهى بطور قطع وجود دارد ، راه را براى تكاپوگران كوى خداوندى باز ميكند . تاريخ بشرى در مسير تكامل همواره براى انسانهاى آرمانگرا دو بال براى پرواز دارد : بال يكم - قوانين و اصول انسانى سازنده .
بال دوم - عظماء و پيشتازان رشد يافته . تأثير رشد يافتگان در تحقيق آرمانهاى تكاملى آدميان ، نه تنها كمتر از تأثير قوانين و اصول نبوده است ، بلكه خيلى عميقتر و بيشتر از آن بوده است . دليل اين مسئله روشن است ، زيرا مشاهدهء عينى تجسم رشد و كمال در انسان ، محركتر از مشتى قوانين كلَّى است كه در مغزهاى آدميان يا در لابلاى صفحات كتابها انباشته مى شود .
محبت و گرايشى كه مبدل به عبادت و شرك مى گردد هيچيك از اقسام چهارگانهء محبت و گرايش كه در مبحث گذشته گفتيم براى رهبران الهى معبوديتى اثبات نمى كند ، تا در نتيجه مبدل به شرك گردد . آنچه كه باعث مى شود آدمى از مسير توحيد منحرف گردد ، اينست كه براى انسان مورد گرايش ، استقلالى در قدرت و عوامل اراده و تصرف در جهان و انسان ، منظور نموده و او را مورد پرستش قرار بدهد .
چنانكه در فرقهء غلاة ( غلو كنندگان ) در بارهء على بن ابي طالب ( ع ) و گروهى از مسيحيان در بارهء عيسى ( ع ) ديده مى شود ، مخصوصا اگر به لوازم گفتارشان معتقد باشند . همچنين در بعضى از متصوفه در بارهء اقطابشان . اگر پيروان مكتبهاى مزبور نه بعنوان ذوقپردازى و اظهار محبت و گرايش بيكى از اقسام چهارگانه اى كه در مبحث گذشته گفتيم اعتقاد جزمى به استقلال پيشوايان خود در قدرت و عوامل اراده و تصرف در جهان و انسان داشته باشند ، بدون ترديد از راه توحيد منحرفاند .