ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٢ - وحى در قرآن
نمونه اى از آياتى كه وحى در آنها به معناى اول است ، بقرار زير است : ( وَأَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً ) [١] .
( و پروردگار تو بزنبور عسل وحى كرد كه براى خود خانه هايى از كوهها اتخاذ كن ) .
( فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها ) [٢] .
( آسمانها را در دو روز ( دو دوره ) هفتگانه قرار داد و براى هر آسمانى امر خود را وحى كرد ) .
اگر مقصود از آسمان كه طرف وحى قرار گرفته است ، ساكنان آسمانها از فرشتگان و غير فرشتگان بوده باشد ، ممكن است وحى بمعناى گيرندگى واقعيات و ابلاغ آنها باشد ، مانند كار پيامبران در روى زمين و اگر مقصود خود آسمانها باشد ، مانند آيهء يكم است كه وحى در آن بمعناى آگاه ساختن از خواستههاى الهى و وادار ساختن آسمانها بجريان طبيعى خود مى باشد . در حقيقت وحى باين معنا همان است كه گاهى با كلمهء هدايت تعبير شده است . مانند : ( قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَه ثُمَّ هَدى ) [٣] .
( [ موسى ( ع ) به فرعون ] گفت : پروردگار ما ، آن خداونديست كه براى همهء اشياء خلقت عنايت فرمود و سپس آنها را [ بجريان خود ] هدايت نمود ) .
وحى بمعناى دوم كه عبارت از گرفتن واقعيات و ابلاغ آنها است در موارد فراوانى آمده است . اين وحى براى همهء پيامبران با اختلاف در مراتب و چگونگى ابلاغ واقعيات نازل شده است . مانند : ( وَما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ ) [٤] .
( و ما پيش از تو مردانى را به رسالت نفرستاديم مگر اين كه به آنان وحى
[١] النحل آيهء ٦٨ .
[٢] فصلت آيهء ١٢ .
[٣] طه آيهء ٥٠ .
[٤] الانبياء آيهء ٧ .