ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٥ - انتخابى كه از نظر كيفيت نوعى انتصاب مطابق دستور الهى بود
بلكه سلطهء آنان بوسيلهء عقول نافذ و وجدانهاى پاكشان بر عقول و وجدانهاى آزاد انسانى مى باشد .
دو - قرارگرفتن تحت تأثير شخصيتهاى نيرومند ، مانند گنجشك ضعيف در مقابل كام اژدها . اين تأثير ناشى از عامل جبرى نيروست كه تاكنون با تكيه به تنازع در بقا ، راه انسانها را براى هر گونه اصلاح سدّ كرده است .
تأثير شخصيتها در انتخاب على بن ابي طالب عليه السلام به زمامدارى از نوع اول بوده است . اين نه تنها يك اتفاق نيكو در بارهء يك حادثهء شخصى تاريخى بوده است ، بلكه با نظر به ناتوانى مردم معمولى از تعيين سرنوشت حيات اجتماعى خود ، راهى بهتر از اين براى اصل پديدهء حاكميت ديده نمى شود . اين نكته را نبايد فراموش كنيم كه شخصيتهاى تعيين كننده سرنوشت حيات اجتماعى بايستى واجد آن شرايط اساسى باشند كه « افلاطون » بعنوان شرايط زمامدار مطرح كرده است ، زيرا تنها شخصيتهايى كه واجد آن شرايطند ، مى توانند ، شايستگى زمامدار حكيم و دارا بودن او را به شرايط مزبور درك كنند .
< شعر > عقل گردى عقل را دانى كمال عشق گردى عشق را بينى جمال < / شعر > انتخابى كه از نظر كيفيت نوعى انتصاب مطابق دستور الهى بود درست است كه در ظاهر امر ، تصدى امير المؤمنين عليه السلام به زمامدارى مستند به انتخاب مردم بود ، ولى اين انتخاب را با انواع معمولى آن ، بهيچ وجه نمى توان مقايسه نمود ، زيرا : ١ - على بن ابي طالب با نظر به داشتن همهء فضايل انسانى - الهى [ باتفاق همهء صاحب نظران ] شايسته ترين شخصيت براى رهبرى و زمامدارى بوده است ، خواه مردم انتخاب مى كردند يا او را از رهبرى و زمامدارى كنار مى گذاشتند . اگر آن روز از يك يك مردم بدون كمترين تطميع و تهديد مى پرسيدند : مورد نظر شما براى رهبرى و زمامدارى كيست اگر شخص مسئول معناى آن منصب و مقام را مى دانست و به انسان و انسانيت علاقه اى داشت ، جز على بن ابي طالب را نمى توانست مطرح كند .