ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٣ - بيناى مطلق
كه پيدا مى كنند ، جنبهء علَّيت يا معلوليت بخود مى گيرند . اين جريان بهيچ وجه و در هيچ مورد قابل استثناء نيست . بلكه اگر مانند بعضى از فلاسفهء ايده آليست بگوئيم : نه علتى وجود دارد و نه معلولى ، باز مجبوريم جريان موجودات را از حالتى به حالت ديگر در هر لحظه بپذيريم ، بنا بر اين ، ما مى توانيم در رشتهء تعاقب رويدادها ، تقدم و تأخر و وابستگى رويدادهاى بعدى به رويدادهاى پيشين را منظور نموده ، قانون مزبور را [ كه هيچ عنوانى و موقعيت جديدى براى شيء يا اشيائى بدون حركت و دگرگونى امكانپذير نيست ] صحيح تلقى كنيم .
خداوند متعال در فاعليت خود ، فوق قانون مزبور و بوجود آورندهء آن است ، لذا او از حركت و تغيير براى گرفتن موقعيت فاعلى براى خود ، بىنياز است . نيز احتياج به وسيله و ابزار از مختصات آن فاعل است كه هستى و ماهيت و شكل آن موضوعى كه درصدد ساختن آن است ، استقلال داشته و ساخته شدنش به تصرف در آن به كمك وسيله و ابزار نيازمند باشد . و چنانكه در مباحث بعدى خواهيم ديد : فاعليت خداوندى ابداع و انشاء است كه تمام موجوديت همهء كائنات را بىسابقهء هستى بوجود آورده است . در اين مورد نيز به صحنهء درون خود مراجعه نموده ، نمونهء چنين فاعليت را مى بينيم .
براى تعقّل عدد ٢ هرگز نيازى به وسيله و ابزار نداريم [١] . توضيح ديگرى را براى اين گونه فاعليت در مبحث ابداع بيان خواهيم كرد .
٣٢ - بصير اذ لا منظور اليه من خلقه ( اوست بيناى مطلق بىاحتياج به ديدگاهى از مخلوقاتش ) .
بيناى مطلق مقصود از بصيرت ( بينايى ) در جملهء مورد تفسير ، ديدن معمولى بشرى نيست كه احتياج به چشم عضوى و اجسام و اشكال و رنگهاى برون ذاتى داشته باشد ،
[١] البته اين بىنيازى براى مغزهاى ورزيده است كه در تعقل عدد مطلق ( تجريد شده ) احتياجى به تصور معدود ندارند . مانند مغز رياضىدانان .