ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٩ - ٢ - وحى و الهام
متأثر مى شود . در صورتى كه سنگ در مقابل دو عامل نسيم و يك دانه شن كوچك ، تاثرى را نمى پذيرد .
انسان از ديدن امتيازات و زيباييها متأثر مى شود ، ولى جمادات و نباتات و ساير جانداران هيچگونه عكس العملى در مقابل آنها از خود نشان نمى دهند . اگر قلمرو انسانها را با طبيعتهاى معتدلشان در نظر بگيريم ، خواهيم ديد استعداد پذيرش آنان از عوامل مؤثر از دو جهت بسيار مختلف است .
جهت يكم - نوع گرايشهاى مغزى و روانى آنان در بارهء واقعيات « جز خود » .
انسانهايى هستند كه واقعيات را تنها از راه عواطف خويشاوندى قبول مى كنند ، بعضى ديگر به احساسات نژادى تسليم مى شوند . دسته اى بوسيلهء احساس خودخواهى با واقعيات روبرو مى گردند . . . انسانهاى ديگرى را مى بينيم كه تنها از راه انديشههاى منطقى ، واقعيات را مى پذيرند ، در حالى كه گروه ديگرى تخيلات را رموز واقعيات مى دانند .
اختلافاتى كه آدميان در پذيرش واقعيات دارند ، رابطهء آنان را با طبيعت و انسانها سخت متفاوت ساخته است . انسانى را مى بينيم كه با مشاهدهء پديده اى كه همگان آن را صدها بار ديدهاند ، به واقعيت تازه اى منتقل مى شود كه گاهى دگرگونىهاى فوق العاده اى را بدنبال مى آورد .
جهت دوم - خاصيت خود استعداد پذيرنده - چنانكه چشم از روشنايى و رنگها تأثير مى پذيرد و گوش از صداها ، همچنين هر يك از استعدادهاى مغزى و روانى آدمى نيز از موضوعات معينى متأثر مى گردد .
مثلا استعداد انديشهء انسان از چگونگى قضاياى شخصى و قوانين كلى كه انديشه را به حركت درمى آورند به جريان مى افتد ، در صورتى كه استعداد زيبا يابى او در مقابل زيباييها عمل مى كند و همچنين ساير نيروها .
با نظر به اين دو جهت است كه منحصر ساختن پذيرش استعدادها از عوامل مؤثر ، در مقدارى از كليات مشترك و معمولى ، مخالف حسّ و تجربه مى باشد .
پس از اين توضيح ، بايستى يك مطلب مهم ديگرى را هم مورد دقت قرار