ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩١ - مسئلهء سوم - فعاليتهاى ذهنى نمونه هايى را از واقعيت بىسابقهء مادهء حامل بما نشان مى دهد
فانى است « صورتى از مادهء » سعيد انسان است « ميباشد و نه قضيهء سوم كه نتيجه ناميده مى شود ( پس سعيد فانى است ) صورتى از دو قضيهء پيشين است .
بعضىها گمان كردهاند مادهء موجودات و جريانات ذهنى عبارتست از واحدهاى اندوخته شده در حافظه و آن واحدها هستند كه مادهء تصورات و تجسيمها و تداعى معانى و انديشههاى منطقى ، مى باشند . اين گمان از نظر مشاهدات و تحقيقات تجربى صحيح بنظر نمى رسد ، زيرا : ١ - در مورد ابتكار و اكتشافات جديد اگر چه از واحدها و قضاياى علمى مناسب با موضوع كشف شده ، بهره بردارى مى شود ، ولى موضوع جديدى كه در ذهن مكتشف بروز مى كند ، صورتى از مادهء قبلى نيست ، يعنى پيش از بروز موضوع تازه ، حقيقتى در ذهن وجود ندارد كه بتواند تبديل به موضوع مفروض شود ، يا محلَّى براى عروض صورتها بوده باشد كه يكى از آنها همين موضوع تازه است .
٢ - در مورد تجسيم كه عبارت است از موجود تلقى كردن معدوم ، يا معدوم تلقى كردن موجود ، يا تقويت ذهنى خاصيت يك موجود عينى يا تضعيف آن ، بهره بردارى از ذخيرههاى حافظه چه معنا دارد وقتى كه در جنگلى راه مى روم و وجود شير درّنده را كه در پيرامونم وجود ندارد ، تجسيم مى كنم و به وحشت مى افتم ، مادهء پيشين شير درّنده در آن جنگل در پيرامون من ، در حافظهء من وجود ندارد ، آنچه كه در حافظهء من است ، مفهومى از شير درّنده ميباشد و آن مفهوم در خانه و خيابان مرا به وحشت نمى اندازد . و چنين نيست كه خود جنگل و تنهايى من جزئى از مادّهء واقعى شير درنده باشد و مرا دچار وحشت نمايد . اين فعاليت تجسيم ، يك محصول ذهنى يا حالت روانى مخصوصى در من ايجاد مى كند كه مادّه تحريك كنندهء فعلى آن را نمى توان از حافظه سراغ گرفت .
در نمايشهاى خنده آور مى خنديم و در نمايشهاى اندوهبار ، ناراحت و اندوهگين مى گرديم ، در صورتى كه واحدهاى اوليهء آنها ممكن است دهها سال در حافظهء ما وجود داشته باشد و ما كمترين تأثرى از آنها نداشته باشيم ، ولى ما بوسيلهء خصوصياتى كه در نمايش در بارهء آن واحدها عمل شده است ، به همان واحدها