ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٤ - چه كاشتند و چه درو كردند
و عدالت را پيش پاى همهء دوست و دشمن بىكسان مى گستراند و در بارهء عدالت الهى با تمامى شكوفائى سخن مى گويد و بطور كلى مى سوزد و از پرواز باز نمى ماند .
آن مردم پست حتّى اين گنجايش را هم درك نمى كردند و اين عظمت بىنظير را هم نمى فهميدند كه شخصى كه به قاتل خود ابن ملجم مى گويد :
< شعر > اريد حبائه و يريد قتلى عذيرك من خليلك من مراد < / شعر > ( من براى او ( ابن ملجم ) بخشش و احسان مى خواهم و او كشتن مرا . غدر تو در بارهء اين دوست مرادىات چيست ) .
در بعضى از نسخهها بجاى حبائه « حياته » ثبت شده است ، بنا بر اين معناى مصرع اول چنين مى شود كه من حيات ابن ملجم را مى خواهم .
[ ابن ملجم كسى بود كه به كشتن على كمر بسته و اين سوء قصد بر آن بزرگوار روشن شده بود ] قابل مقايسه با ثروتپرستان خودكامه و مقام پرستان از همه چيز بىخبر و شهوتپرستان از حقيقت بىاطلاع نمى باشد . آه ، از اين مقايسه بازيهاى حقيقتپوش :
< شعر > گفته اينك ما بشر ايشان بشر ما و ايشان بستهء خوابيم و خور جمله عالم زين سبب گمراه شد كم كسى ز ابدال حق آگاه شد اشقيا را ديدهء بينا نبود نيك و بد در ديده شان يكسان نمود همسرى با انبيا برداشتند اوليا را همچو خود پنداشتند . . .
ساحران با موسى از استيزه را برگرفته چون عصاى او عصا زين عصا تا آن عصا فرقيست ژرف زين عمل تا آن عمل راهى شگرف لعنة اللَّه اين عمل را در قفا رحمة اللَّه آن عمل را در وفا < / شعر > مولوى چند جمله در پايان خطبهء مورد تفسير وجود دارد كه ما آنها را در تفسير موضوعى أئمهء معصومين و اهل البيت مشروحا بررسى خواهيم كرد .