ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٩ - دانايان و نادانان در جامعه اى كه واقعيتها از مسير خود خارج شوند
مضمون جمله اين است كه « اگر بمقدار اشكهايى كه در بارهء شكمهاى گرسنه ريخته مى شود ، اشكهايى هم در دلسوزى به روحهاى گرسنه سرازير مى گشت ، نه شكم گرسنه اى در روى زمين باقى مى ماند و نه انسانى از خود بيگانه . » بنظر مى رسد اين يكى از آن جملات نهايى و سازنده است كه در بارهء ريشه كن كردن بىنوايى و بيچارگىها گفته شده است .
گريه بر شكمهاى گرسنه و بدنهاى برهنه ، عكس العمل نوعى از بىنوايى آدميان است كه عامل شايسته اى براى آماده شدن انسانها به ريشه كن كردن فقر اقتصادى ميباشد . ولى تجربه و مشاهدات تاريخى بروشنى نشان داده است كه فقر اقتصادى اغلب مستند به فقر روحى انسانهايى بوده است كه حيات مطلوب خود را در تورم خود طبيعى بوسيلهء مواد اقتصادى و ثروت و مالكيتهاى بيحساب خلاصه مى كردند .
باضافهء اين كه در هيچ جامعه اى و در هيچ دورانى رهايى از بىنوايى اقتصادى علَّت صد درصد رفاه و آسايش اخلاقى و فرهنگى و حقوقى انسانها نبوده است .
بهترين شاهد اين واقعيت ، انتشار كتابهايى در فلسفهء پوچى در كشورهاى متمدن امروزى است كه مى توان گفت : مسائل اقتصادى آنان در درجه اى است كه حدّاقل موردى براى ريختن اشك بر شكمهاى گرسنه و تنهاى برهنه شان ندارند .
بأرض عالمها ملجم و جاهلها مكرم ( سرزمينى كه دانايش بند بردهان و نادانش محترم و در امان ) دانايان و نادانان در جامعه اى كه واقعيتها از مسير خود خارج شوند اين ابيات ابو العلاء معرى را مى توان بعنوان بازگو كنندهء قانون پايدار اجتماعى تلقى كرد كه مى گويد :
< شعر > ١ فلمّا رأيت الجهل فى النّاس فاشيا تجاهلت حتّى ظنّ انّى جاهل ٢ اذا وصف الطَّائىّ بالبخل مادر و عيّر قسّا بالحماقة باقل < / شعر >