ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٨ - قانون كلى صفت و موصوف و توضيح مختصر در صفات الهى
٤ - اجسام مايع در هر ظرفى كه قرار مى گيرند ، شكل آن ظرف را مى پذيرند ، شكل پذيرى صفت انفعالى مايع است . البته انواع صفتها با نظر به مفادهاى مختلفى كه دارند ، زيادتر از آن است كه ما بعنوان نمونه متذكر شديم . در قلمرو جمادات و نباتات و جانداران و ساير مشتقات آنها ، صفتهاى متنوعى وجود دارد كه كوشش علوم در بارهء توضيح و تفسير آنها است .
آنچه كه در همهء موارد صفات و موصوفها بعنوان قانون كلى وجود دارد ، تركب است . زيرا صفت و موصوف دو حقيقت جداگانه اى هستند كه در يك موجود جمع شده و آن را مركَّب مى سازند ، كه اگر آن دو از نظر حقيقت واقعى كه دارند ، يكى بودند ، انتزاع صفت و موصوف از آن يك حقيقت واقعى امكانپذير نمى گشت . و چون تركب از دو حقيقت از هر نوعى كه باشد ، چه تركب اتحادى مانند ماهيت و وجود و چه تركب انضمامى مانند آب گل آلود ، در ذات احديت امكان ناپذير است ، لذا ذات و صفات الهى فوق مجراى صفت و موصوفهاى معمولى است . و اين مطلب دليل آن نيست كه خدا صفتى ندارد ، زيرا خداوند داراى اوصاف جلال و جمال فراوانى است ، و امير المؤمنين عليه السلام در جملات اولى خطبهء مورد تفسير فرموده است : الَّذى ليس لصفته حدّ محدود ( خدايى است كه براى صفت او حد محدودى نيست . ) بلكه مقصود چنانكه گفتيم ، اينست كه صفات الهى از سنخ صفات ساير موجودات كه با موصوف خود تركب دارند ، نمى باشد . بهترين مطلب در توضيح صفات الهى و رابطهء آنها با ذات اقدس ربوبى همان است كه در يك بيت عربى آمده است :
< شعر > عباراتنا شتّى و حسنك واحد و كلّ الى ذاك الجمال يشير < / شعر > < شعر > ( اين همه تصوير گوناگون كه در تعبير ما است در نهايت جز جمال واحدى معناش نيست ) < / شعر >