ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٩ - ٣ - رابطهء معيت
( او است خدا . خدايى جز او نيست ، او است زندهء قيوم ) .
( وَعَنَتِ الْوُجُوه لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ ) [١] .
[ در روز قيامت ] ( روىها در برابر خداوند زنده و قيوم فرو ميافتند ) .
چنانكه قوام و بنياد موجوديت آدمى روح او است .
٣ - رابطهء معيت معناى اين رابطه عبارت است از بودن خدا با موجودات .
( هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) [٢] .
( و او با شما است هر جا كه باشيد ) .
معيت - يك مفهوم عمومى است كه شامل هر گونه « باهم بودن » مى گردد .
و ما مى دانيم كه اين باهم بودن مانند نزديكى و دمسازى دو جسم با يكديگر نيست ، بلكه مانند كالبد و روح است كه اتصال و نزديكى آن دو بيكديگر از مقولهء هم فضايى و هم زمانى و غيره نيست . البتّه آيهء مورد استشهاد رابطهء خدا را با انسانها بيان مى كند ، ولى در نظر عده اى از متفكران همين رابطه ميان خدا و جهان هستى هم وجود دارد . جملهء امير المؤمنين عليه السلام : مع كلّ شيء لا بمقارنة و غير كلّ شيء لا بمزايلة .
( او با همه چيز است بدون پيوستگى و غير از همه چيز است بدون گسيختگى ) .
با هم بودن خدا و همه جهان هستى ( اعم از انسان و غير انسان ) را بطور عموم بيان مى كند . يك مسئله مهم در اين مورد بايستى مطرح شود و آن اينست كه معلوم مى شود زشتىها و زيباييها و اشياء مفيد و مضر و جالب و مورد نفرت ، نمودهايى هستند كه با نظر به موضعگيرىهاى ما انسانها بوجود مى آيند . يعنى اين مائيم كه بجهت داشتن حواسّ مخصوص و ساير وسايل درك معين و خواسته ها
[١] طه آيهء ١١١ .
[٢] الحديد آيهء ٤ .