ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٣ - روحى كه در انسان دميده شد
آيهء زير است : ( إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ الله كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَه مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَه كُنْ فَيَكُونُ ) [١] .
( مثل عيسى در نزد خدا مثل آدم است كه او را از خاك آفريد و سپس به او گفت : « باش » آدم وارد عالم تكوين گشت ) .
مسلم است كه تمثيل مزبور براى ردّ اعتراض كسانى بود كه تولد « عيسى » ( ع ) را بدون پدر محال مى دانستند ، اگر خلقت آدم در مجراى تحول طبيعى صورت مى گرفت پاسخى براى اعتراضكنندگان نبود ، و اگر داستان خلقت عيسى ( ع ) يك پديدهء طبيعى كمنظير بود ، چنان كه بعضى از دانشمندان معاصر گفتهاند - .
اولا - مورد اعتراض قرار نمى گرفت ، زيرا چنين خلقتى ضدّ قوانين طبيعت نبوده است ، اگر چه بندرت اتفاق مى افتد .
ثانيا - تمثيل به خلقت آدم كه بنا بر نظريهء تحول كاملا طبيعى بوده است ، منطقى نمى باشد .
جملات نهج البلاغة در اين مسئله كه اكنون مورد تفسير ما است ، به استقلال خلقت آدم دلالت واضح دارد ، زيرا ميان حالت گل خشك و دميدن روح هيچ جريان و تنوع ديگرى را مطرح نفرموده است ، مگر گذشتن مقدار معينى از زمان ، نه ميليونها سال با تحولات متنوع و فراوان .
٨٨ - ثمّ نفخ فيها من روحه . . . ( آن گاه از روح خود در آن مادّهء جامد دميد و به آن قطعهء جامد تجسّم و حيات انسانى بخشيد ) . . .
روحى كه در انسان دميده شد مقصود از روح ، همان حقيقت والايى است كه انسان را از ساير جانداران متمايز مى سازد و او را به تكامل مادى و معنوى مى رساند . اين يك حقيقت مادى نيست كه در پهنهء طبيعت سر برآورد و پس از تفاعلهاى طبيعى نابود گردد .
[١] - آل عمران آيهء ٥٩ .