ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٥ - يگانهء بىنياز از دمساز
٧ - پس از پايان خلقت و ورود انسانها به ابديت چه خواهد كرد چنانكه گفتيم : همهء اين سئوالات از يك تصور خام و ابتدايى كه از تشبيه خدا به خود انسان ناشى مى گردد ، سرچشمه مى گيرد .
انسان مى بيند كه در جويبار زمان قرار گرفته ، ديروز براى او گذشته ، اكنون ( حال ) در موقعيتى است كه بدون توقف مى گذرد و به گذشته مى خزد ، و فردا هم در جريان آمدن به سوى او است . اين مختص زمانى باعث مى شود كه هر چيز و هر كسى را كه براى خود مطرح مى كند ، با زمان و در زمان و رو به زمان تصور نمايد .
انسان همواره خود را در فضايى مى بيند و خود را موجودى احساس ميكند كه در هر حال با انواعى از اجسام و فضا در بر گرفته شده است .
او از موقعى كه به مرحلهء آگاهى مى رسد ، خود را در مجراى قوانين گونه گون درمى يابد ، بطورى كه حتّى يك لحظه هم در بيرون از محاصرهء قوانين طبيعى نمى تواند زندگى كند .
نيز مى بيند كه گاهى با انسان يا موجود ديگرى در حال تماس و ارتباط است و گاه ديگر تنها . اين گونه تصورات را با مقدارى از توسعه و عظمت به خدا نسبت مى دهد ، بهمين جهت است كه سئوالات فوق در برابر چشمانش نمودار مى گردد .
اگر آدمى موفق به تفكر صحيح در مقام ربوبى شود ، بدون اين كه ابهامى سر راه او را بگيرد ، مى فهمد كه اين دو سؤال كه : « خدا پيش از آغاز خلقت در كجا بود » و « چه زمانهايى گذشته است تا خدا بناى خلقت را گذاشته است » .
از خلط زمان و فضا با مفهوم خداوندى ناشى شده است ، زيرا او با كلمهء « بود » و يا با تصور زمانها ، زمانى پيش از آغاز خلقت را در برابر ديدگانش گسترده و مى پرسد : هستى خداوندى در امتداد زمان پيش از خلقت چه مى كرد و در كدامين نقطه از زمان و به چه علتى آن را ايجاد كرد همچنين خدا در كدامين فضا قرار