ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٧ - بحثى در حقيقت فرشتگان
مگر آنان كه صوت را از پديدههاى عرضى دانسته ، آن را غير قابل انتقال تلقى مى كردند چهرهء دانشمندى نداشتند آرى ، آنان كسانى بودند كه با طرفدارى جدّى از علم ، بقاى اعراض مانند صوت را پس از بوجود آمدن امكانناپذير مى دانستند نيز متفكرانى كه از علم دفاع مى كردند و كمترين اطلاعى از جريانات ذرات بنيادين طبيعت نداشتند ، اندك نبودهاند .
اگر طول تاريخ را در نظر بگيريم ، همواره با اين پديده روبرو مى گرديم كه علم در هر دوره و هر جامعه اى مقدارى از واقعيتها را در اختيار دانشمندان مى گذاشته است دانشمندان در برابر اين جريان مستمر بر دو گروه بودند .
گروه يكم - مردم بىگنجايشى بودند كه توقع داشتند كه همان مقدار محدود از مسائل علم ، تمامى سطوح طبيعت و روابط اجزاى آن را در اختيارشان قرار داده است . اينان نه تنها از حركت به پيش محروم بودهاند ، بلكه از پيشروى ديگران نيز جلوگيرى مى كردهاند .
گروه دوم - متفكران هشيارى بودند كه با عبارات و بيانات مختلف محدوديت علم خود را درك كرده ، راه پيشروى را بروى خود و ديگران نمى بستهاند . اين عبارت از نيوتن مشهور است : « مانند كودك خردسالى هستم كه در ساحل اقيانوس بيكرانى ايستاده ، تنها چند عدد سنگريزهء رنگارنگ در جلو چشمانش زير آب مى بيند ، ولى اقيانوس بيكرانى با محتويات نامحدودش در مقابل ديدگان آن كودك خردسال مجهول است » .
اينان در ضمن اين كه راه علم را براى آيندگان هموار مى كردند ، عظمت گنجايش مغز آدمى را هم اثبات مى نمودند . بهر حال اين يك روش بنيانكن است كه : ما نخست علم و جهان هستى را محدود مى كنيم و سپس در دريايى از وحشت و اضطراب غوطه ور مى گرديم آيا كسى نيست از ما بپرسد كه با مشاهدات فراوان در طول تاريخ در بارهء قالبناپذيرى اصول و مسائل علمى از يك طرف ، و با شناسائى انسان و بيكرانه