ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٠ - مسئلهء سوم - فعاليتهاى ذهنى نمونه هايى را از واقعيت بىسابقهء مادهء حامل بما نشان مى دهد
براى ابد براى اثباتكنندگان هيولى يا حامل عمومى و مادهء مطلق غير قابل حلّ خواهد ماند كه وجود يك واحد عمومى ثابت در متن عالم طبيعت كه اجزاى آن حتى در يك ميليونم لحظه در حال ثبات و ركود نيست ، چطور قابل تصور ميباشد اين كه ما واحدهاى مستمرى در جهان طبيعت مى بينيم ، مانند دائره بودن پنكهء برقى است كه واقعيتش سه شاخهء فلزى است و سرعت حركت آن را بشكل يك دائرهء مستمر در آورده است :
< شعر > اين درازى خلقت از تيزىّ صنع مى نمايد سرعتانگيزى صنع < / شعر > مسئلهء سوم - فعاليتهاى ذهنى نمونه هايى را از واقعيت بىسابقهء مادهء حامل بما نشان مى دهد موقعى كه عدد ٥ را ( نه نقش كتابى آن را ) در ذهن خود درمى يابيم ، اين عدد ٥ علت مادّى پيشين ندارد كه صورتى از صورتهاى آن بوده باشد . يعنى ما در ذهن خود يك حقيقت عمومى قابل تحول به ٢ و ٣ و ٤ و ٥ نداريم كه در موقع دريافت ٥ صورت ٥ را پذيرفته باشد ، بلكه آنچه كه در ذهن ما بوجود مى آيد ، فعاليتى است كه عدد را بعنوان محصول خود بدون سابقهء مادّه ( حقيقت عمومى ، مادّه حامل ) بوجود مى آورد .
وقتى كه يك سلسله تداعى معانى يا انديشهء منطقى در ذهن ما بجريان مى افتد ، هيچ يك از واحدهاى آنها صورتى از مادهء حامل نيست .
يعنى هنگامى كه از ديدن فضاى بيكران ، اعداد بىنهايت يا پهنه اى بىنهايت را با رابطهء تداعى معانى درك مى كنيم ، معنايش اين نيست كه فضاى بيكران در ذهن ما ، مادهء اعداد بىنهايت يا پهنه اى بىنهايت ميباشد ، بلكه آنچه كه هست اينست كه ذهن ما با مشاهدهء فضاى بيكران در بيرون از خود ، مفهومى از اعداد بىنهايت را بىسابقه چيز ديگرى بعنوان مادهء حامل بوجود مى آورد . همچنين در انديشههاى منطقى ، هنگامى كه در ذهن ما اين قضايا : سعيد انسان است و هر انسانى فانى است ، پس سعيد فانى است ، به جريان مى افتد ، نه « سعيد انسان است » صورتى از مادهء حامل پيشين است و نه « هر انسان