ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧ - قحطىها و گرسنگىها
عامل دوم - پيدايش موانع ادامهء حيات مانند بيمارىها با انواع گوناگونش و از دست دادن مقاومت در مقابل رويدادهاى طبيعت . بهر حال كسى كه لباس زندگى مى پوشد ، از روى جبر روز ديگرى بايستى آن لباس را از تن دور كند . از ديدگاه حكمت الهى هيچ فرد و جامعه اى نبايستى لباس زندگى را با اختيار از تن خود دور نمايد . يكى از دو عامل فوق با انواع گوناگون در كمين زندگان منتظر فرا رسيدن نوبت عمل ميباشد . خواه بيمارى باشد و خواه سقوط سقف بر سر و چه سوختن در آتش باشد و چه مردن با گرسنگى و قحطى .
بنا بر اين ملاحظات ، قابل شمارش نبودن نعمتهاى الهى منافاتى با جريان قانون زندگى و مرگ ندارد .
٣ - وَلا يُؤَدَّى حَقَّه الْمُجْتَهِدُونَ ( حقجويان كوشا از اداى حقش ناتوانند ) چه كند مشتى خاك درهم پيچيده و امواجى از فعاليّتهاى حياتى و روانى كه انسان ناميده مى شود ، در مقابل مقام ربوبى احديّت كه همهء جهان هستى با كهكشانهاى پويا و با انسانهاى بىشمارش چيزى جز مشتق كوچكى از يك لحظهء مشيت او نيست . نيز هر نيروئى كه براى كوشيدن در راه او بسيج شود و هر راهى كه براى وصول به اداى حق او درنورديده شود ، جزئى از حق او است كه ادا كردن آن براى انسان امكانناپذير است .
در سه مورد از آيات قرآنى وارد شده است : ( وَما قَدَرُوا الله حَقَّ قَدْرِه ) [١] ( آنان خداوند را به آن طور كه شايسته است ، بجاى نياوردهاند ) بجاى آوردن حقّ يك حقيقت با دو چيز انجام مى گيرد : ١ - درك و دريافت و محاسبهء كامل در بارهء آن حقيقت ، اگر اندك ناتوانى در درك و دريافت و محاسبهء يك حقيقت وجود داشته باشد ، بدون ترديد حق شناخت آن حقيقت ادا نشده است . بدانجهت كه احاطهء درك و دريافت و محاسبات ما در
[١] الانعام آيهء ٩١ ( وَما قَدَرُوا الله حَقَّ قَدْرِه . ) و الحج ٧٤ و الزمر ٦٧ .