ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٧ - چشمانى كه قطرههاى اشك بيچارگى سرمه بكشد ، خواب گوارا راهى به آنها ندارد
در اختيار داريم ، بلكه با نظر به محدوديتهاى بهره بردارى عملى ، بيش از آنچه كه ضرورتهاى ما ايجاب مى كند ، از اين سرمايهء پرارزش برخورداريم ، آيا ما از نداشتن سرمايهء تكنيك رنج مى بريم هرگز . ما از دوا و درمان و معرفتهاى مربوط به تعليم و تربيت ، محروميم هرگز .
جاى ترديد نيست كه ما همهء اين سرمايهها را داريم و از عاليترين وسايل حيات نسبى برخورداريم . پس علت چيست كه خودكشى يك جوان را در نوبهار زندگى ، چنانكه گفتيم ، مانند افتادن يك برگ ناچيز و خزانديده اى در جنگلى دورافتاده تلقى مى كنيم اين بىطعمى و بىرنگى حيات جز اين علتى ندارد كه ما در مجراى همان پديدهء اجتماعى قرار گرفتهايم كه امير المؤمنين ( ع ) مى فرمايد : بهترين جايگاه ( عاليترين سرمايهها و وسايل ) با بدترين همسايگان ( انسانهاى محروم از تعليم و تربيتهاى معنوى و روحانى . ) ١٦ - نومهم سهود و كحلهم دموع ( محروميت از خواب گوارا خوابشان ، اشكهاى سوزان بينوائى سرمههاى ديدگانشان ) .
چشمانى كه قطرههاى اشك بيچارگى سرمه بكشد ، خواب گوارا راهى به آنها ندارد يك اشتباه بزرگ در شناختهاى انسانى ما وجود دارد كه اشكالهاى فراوانى را در تشخيص حيات مطلوب ما بوجود آورده است . اين اشتباه عبارت است از تفسير نابجايى كه براى كلماتى مانند بينوايى و بيچارگى و بدبختى و سيه روزى و سقوط صورت مى گيرد .
معمولا اين كلمات در افراد يا جوامعى بكار برده مى شود كه فقط از نظر اقتصادى محروم مى باشند .
اگر شكمى گرسنه و تنى برهنه باشد ، بينوا و بيچاره است ، و امّا اگر شكم سير و بدن پوشيده باشد ، زندگى ايده آل بوجود آمده است خواه اخلاق صحيحى