ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٩ - دوگانه پرستى ( ثنويت ) و سه گانه پرستى ( تثليث )
در توضيح و تحقيق مسلك مانى اختلاف نظر زياد وجود دارد . در اين مسئله كه آيا مانى غير از دو مبدء نور و ظلمت حقيقت عاليترى را به عنوان خداى بزرگ معتقد است يا نه دو نظريهء عمده وجود دارد : نظريهء يكم - مى گويد : در مسلك مانى خداى بزرگ مطرح است ، استدلال صاحبان اين نظريه به امثال جمله اى است كه ابو ريحان بيرونى به مانى نسبت داده است . وى مى گويد : « پس از ابن ديصان و مرقيون ، مانى شاگرد قادرون بروز كرد . او مذهب مجوس و نصارى و دوگانه پرستى را شناخته بود . در آغاز كتابش بنام شاپورگان كه براى شاپور فرزند اردشير تأليف كرده بود ، مى گويد : حكمت و اعمال چيزى است كه پيامبران خداوندى آن را در زمانهاى معينى مى آورند . در بعضى از قرون بوسيلهء بودا در شهرهاى هند و در بعضى ديگر بوسيلهء زرتشت به شهرهاى فارس و در زمان ديگر بوسيلهء عيسى به مغرب زمين ، سپس اين وحى در اين قرن اخير بوسيلهء من ، مانى كه رسول خداوند حق هستم ، به سرزمين بابل نازل شده است » [١] .
اين جملات صريح است در اين كه مانى خداى بزرگ را پذيرفته است و نيز در لغتنامهء مرحوم دهخدا شمارهء مسلسل ١٩٧ ص ١٣٢ چنين آمده است : مانى در باب مبدء خلقت گويد : « در آغاز دو اصل اصيل وجود داشته : نيك و بد . نخستين پدر عظمت يا » سرو شاو « بود كه گاه او را بنام زروان مى خوانند و او در پنج موجود تجلى ميكند كه به منزلهء واسطههاى بين آفريدگار و آفريدگان و در حكم پنج اقنوم پدرند ، اين چنين : ادراك ، عقل ، فكر ، تأمّل ، اراده . خداى تاريكى هم پنج عنصر ظلمانى دارد كه بر روى يكديگر قرار دارند ، اين چنين : دخان يامه ، آتش مخرّب ، باد مهلك ، آب گل آلود ، ظلمات . . . »
[١] - الاثار الباقيه عن القرون الخالية ص ٢٠٧ و ٢٠٩ نقل از مانى و دين او ص ٢٠٤ .