ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٩ - رابطهء خدا با انسان
از اين آيهء مبارك هر دو رابطه ( رابطهء خدا با جهان هستى [١] و رابطهء خدا با انسان ) روشن مى گردد . رابطهء خدا با انسان ، از تشبيه انسان به مصباح ( چراغ ) استفاده مى شود ، باين معنى كه اين موجود قابل رشد و كمال داراى حقيقتى به نام دل است كه استعداد پذيرش نور الهى را دارا مى باشد . عظمت دل و نيروها و فعاليتهاى بىنهايت آن و روشنايىهاى خيره كننده اى كه در موقع درخشش در دل ، همهء جهان هستى را روشن مى سازد ، چراغ بودن دل را بعنوان كانون نور ربّانى اثبات مى كند .
< شعر > آوازهء جمالت از جان خود شنيديم چون باد و آب و آتش در عشق تو دويديم اندر جمال يوسف گر دستها بريدند دستى به جان ما بر بنگر چهها بريديم < / شعر > در منابع معتبر اسلامى نورانى شدن قلب آدمى بوسيلهء انجام وظايف عبوديت بقدرى فراوان است كه احتياجى به تفصيل آنها ديده نمى شود . بعنوان نمونه : به دو روايت بسيار معروفى كه مى گويد : اتّقوا فراسة المؤمن فانّه ينظر بنور اللَّه .
( مراعات كنيد درك هشيارانهء مؤمن را ، زيرا او با نور خداوندى مى نگرد ) .
« لا يسعني ارضى و لا سمائى و لكن يسعني قلب عبدى المؤمن » .
( نه زمين و نه آسمان گنجايش مرا ندارد ، ولى قلب بندهء با ايمان من گنجايش مرا دارا است ) . اشاره مى كنيم : مطلب مهمّ ديگرى كه در آيهء نور وجود دارد ، اينست كه در اين آيه ارتباط خدا با هر دو قلمرو انسان و جهان تذكر داده شده است .
رابطهء خدا با انسان احساس فطرى و دليل عقلى مستند به شناسايى عظمت انسان و همچنين آيات قرآنى و منابع معتبرى از روايات بخوبى اثبات ميكند كه شايستگى انسان به ارتباط با خدا قابل مقايسه با ساير موجودات جهان هستى نيست . احساس فطرى همان است كه در فرهنگ و معارف همهء جوامع از قديمترين دورانها تاكنون ديده مى شود .
[١] اين رابطه را در ص ٧٤ توضيح دادهايم .