ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٨ - نوگرايى در انديشه
يك مسئلهء فوق العاده مهمى كه در پديدهء انديشه داريم ، اينست كه اگر انديشهء آدمى همواره و يا بطور ضرورى بايد با مراعات قوانين تثبيت شده به جريان بيافتد ، تكليف اكتشافات و انتقال به معلومات جديد چه مى شود زيرا تا انديشه از معلومات و قوانين ثابت شده در بارهء آن معلومات كه متفكر مجبور به پيروى از آنها مى شود ، رها و آزاد نگردد به كشف حقيقت تازه اى نايل نمى شود ، چون اگر همان معلومات و مراعات قوانين ثابت شده در بارهء آنها براى كشف حقيقت تازه كفايت ميكرد ، همهء اشخاصى كه از آن معلومات و قوانين اطلاع دارند ، بايستى آن حقيقت تازه را دريابند ، در صورتى كه چنين نيست ، زيرا در ميان آگاهان از آن دانستنيها تازه را دريابند ، در صورتى كه چنين نيست ، زيرا در ميان آگاهان از آن دانستنيها و قواعد آنها اقليتهاى بسيار اندكى هستند كه به يافتن حقيقت تازه موفق مى گردند .
همچنين بالعكس ، متفكرانى وجود دارند كه نه تنها قوانين منطق و راه درست انديشيدن را كاملا مى دانند ، بلكه جنبهء تخصصى شايسته اى را هم دارا مى باشند و با اين حال به كشف هيچ حقيقت تازه اى نايل نمى شوند . براى توضيح اين مسئله عبارتى را از كلود برنار متذكر مى شويم : « هيچ قاعده و دستورى نمى توان بدست داد كه هنگام مشاهدهء امرى معين ، در سر محقق فكرى درست و مثمر كه يك نوع راهيابى قبلى ذهن به تحقيق صحيح باشد ، ايجاد شود . تنها پس از آنكه فكر به وجود و ظهور آمد مى توان گفت : چگونه بايد آن را تابع دستورهاى معين قواعد منطقى مصرح كه براى هيچ محقق انحراف از آنها جايز نيست ، قرارداد و لكن علت ظهور آن نامعلوم و طبيعت آن كاملا شخصى و چيزيست مخصوص كه منشأ ابتكار و اختراع و نبوغ هر كس شمرده مى شود » [١] .
نوگرايى در انديشه بسيار در اقليت اسفانگيزى هستند كسانى كه از نوگرايى در انديشه برخوردار باشند . بطور اكثريت چنين است كه مردم در هنگام ورود به مرزهاى ميانسالى پروندهء معلومات و قوانين مربوط به آنها را مى بندند و به زندگانى خود ادامه
[١] شناخت روشهاى علوم فيليسين شاله ترجمهء آقاى يحيى مهدوى ص ٤٢ .