ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٠ - چگونگى آغاز طبيعت و جريان آن
( آب انبوه و پرموج و خروشان را كه بر پشت باد تندوز و پرقدرتى قرار داده بود ، در لابلاى فضاى باز شده به جريان انداخت ) .
با نظر به خواص و روابطى كه در بارهء آب در اين خطبه ديده مى شود ، مانند كف كردن و تحول آن كف به مواد و عناصر كيهانى ، بدون ترديد مقصود از آب ، آن مايع محسوس كه مى بينيم ، نيست ، بلكه يك مادهء مايعى است كه استعداد تحول به موادّ آسمانى و زمينى داشته است .
يك نظريهء مشهور در بارهء اصل عناصر در دوران ما ، عنصر هيدروژن است كه گفته مى شود ، تشكل همهء عناصر ديگر از آن است .
آيا مى توان آن مادهء مايع را كه آب ناميده شده است ، با هيدروژن كه يكى از دو عنصر آب است ، تفسير نمود بعضى از دانشمندان اين تفسير را پذيرفتهاند . و بهر حال از مفاهيمى كه در جملهء امير المؤمنين عليه السلام آمده است ، چنين استفاده مى شود ، كه اين آب ، انبوه و پرموج بوده است . خداوند سبحان اين ماده را بر پشت باد بسيار تندوز و پر قدرتى قرار داده است . ٤٥ ، ٤٦ - فأمرها بردّه و سلَّطها على شدّه و قرنها الى حدّه الهواء من تحتها فتيق و الماء من فوقها دفيق ( با اين باد تندوز آب را از جريان طبيعىاش بازداشت و آن گاه باد نيرومند را بر آب مسلط كرد و آب را در بر آن قرار داد ، فضا در زير باد پرقدرت باز و آب در روى باد ، جهنده و جنبان ) .
جملهء فوق دلالت روشن دارد به اين كه مادهء بنيادين خلقت كه آب ناميده شده است ، حالت ميعان يا انعطاف داشته است كه بوسيلهء باد تندوز و پرقدرت از جريان طبيعىاش باز داشته شده است . و ضمنا آن باد توانسته است مادهء مزبور را در بر خود بگيرد . فضاى زير باد باز و مادهء خلقت در روى آن باد در حال حركت و تلاطم بوده است .
سپس چنانكه جملات بعدى بيان مى كند : خداوند سبحان باد ديگرى مى آفريند