ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٤ - ١ رابطهء خدا با موجودات
معناى معمولى و كلاسيك مى گيرند و قوانين و تعريفات مربوط به قانون عليت از قبيل سنخيّت معلول با علَّت و همزمانى آن دو با يكديگر يا تقدم رتبى ( رتبه اى ) را در مسئله مورد بحث تطبيق مى كنند .
گروه دوم - مى گويند : مقصود از اين كه رابطهء موجودات با خدا ، رابطهء معلول با علت است ، معناى معمولى علَّيّت نيست ، بلكه نظر باينست كه هستى موجودات از خداوند متعال صادر شده است ، امّا اين كه رابطهء واقعى آن دو از چه مقوله اى است ، از قانون عليت متداول نمى توان آنرا درك كرد . البتّه مى دانيم كه از نظر علوم فيزيك و روانشناسى جديد ، دگرگونىهاى اساسى در تفسير قانون عليت بوجود آمده است كه بسيار جالب و مفيد است لذا تفسير رابطهء خدا با جهان با مفاهيم علَّيت كلاسيك بسيار سطحى و بىنتيجه ميباشد .
٢ - رابطهء خدا با جهان هستى ، رابطهء صانع و مصنوع است و هيچگونه ارتباط ماهوى ( ماهيّتى ) و وجودى ميان آن دو وجود ندارد . مانند نجّار كه ميز را مى سازد ، با اين تفاوت كه نجّار نمى تواند موادّ اوليهء ميز ( چوب را مثلا ) از نيستى بوجود بياورد ، ولى خداوند عالم هستى را بدون سابقهء مادى بوجود آورده است .
٣ - جهان هستى با همهء مواد و اشكال و روابطش يك موجود حقيقى است ، كه خداست ، اشكال و نمودها و تغييرات همه و همه نمودهاى متنوع آن موجود حقيقى است .
اين مكتب وحدت موجودى است كه با بيانات گوناگون در بعضى از اذهان مطرح شده است . بنا بر اين مكتب ، اصلا در برابر خدا جهانى وجود ندارد ، تا ميان آن دو رابطه اى قابل تصور بوده باشد .
اين مكتب همهء قوانين عقلى و بينشهاى وجدانى و مفاد اديان حقهء الهى را كنار مى گذارد و جهان هستى را تا مرتبهء وجوب وجود ( خدايى ) بالا مى برد و يا خدا را پايين مى آورد و با جهان يكى مى كند .
به نظر مى رسد كه اين مكتب تنها ذهن بعضى را بعنوان دريافت ذوقى يا فرار از اشكالات اشغال نموده باشد ، نه همهء سطوح روانى آنان را از روى تعقل و آگاهى