ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٥ - ١ رابطهء خدا با موجودات
به واقعيات .
٤ - جهان هستى و خدا در اصل وجود مشتركاند ، اختلاف ميان آن دو در شدت و ضعف وجود است [١] ، مانند شدت و ضعف نور . خداوند اكمل و اتم همهء موجودات است ( فى نفسه و لنفسه و بنفسه ) و معانى رابطى هستى مانند معانى حروف ضعيفترين موجودات ( لا فى نفسه ) است . اين نظريهء معروف به وحدت وجود سنخى است كه وجود را در همهء موجودات يك حقيقت و يك سنخ ميداند . اگر چه با اين بيان ، توضيحى در اشتراك خدا و موجودات در يك حقيقت داده مى شود ، ولى باز چگونگى رابطه ميان يك موجود فوق عليت و فوق حركت و سكون و كون و فساد وفوق زمان و فضا ، با موجوداتى كه در مجراى همهء امور مزبوره قرار گرفته اند ، در حال ابهام مى ماند . همين ابهام در همه عقايد وحدتىها با اشكال مختلف وجود دارد .
انواعى ديگر از ارتباطات در بارهء خدا و جهان هستى گفته شده است كه جنبهء تشبيهى دارند . از آن جمله : ١ - كلَّى و افراد . كلَّى يك حقيقت است ، و افراد و مصاديق آن متعدد و متنوع .
مسلم است كه مقصود از كلَّى كه خدا به آن تشبيه شده است ، نبايد كلَّى منطقى و مفهومى محض بوده باشد كه از فعاليتهاى ذهنى بوده و تحقق عينى ندارد ، بلكه بايستى از قبيل كلَّى طبيعى باشد كه وجودش عين وجود افراد آن است . وجود عينى خود اين كلى مورد قبول همهء فلاسفه و منطقدانان نيست و بر فرض اين كه داراى وجود عينى باشد ، نه رابطهء افراد با آن ، نشاندهندهء عليّت است ، و نه اشتراكى در ميان كلَّى و فرد در مفهوم ، وجود دارد و نه موضوع خالقيت و صانعيت و ما فوق زمان و حركت و كميت و كيفيت بودن در كار است . . . و بهر حال اين يك تشبيه بسيار ضعيفى است .
٢ - دريا و قطره هايش .
[١] اين همان نظريهء تشكيك در وجود است كه در جاى خود به سه قسم عامى و خاصى و خاص الخاص تقسيم شده است .