ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٥ - آيا روح قابل شناسايى است
اراده و خوددارى و تخيل و تجسيم ، براى مقايسه و شناخت كميّت و كيفيت فعاليت آنها ، و ترجيح بعضى از آنها به بعضى ديگر .
مسلم است كه عامل بررسى و قضاوت نمى تواند يكى از اين امور كه خود مورد تحقيق و قضاوت است ، بوده باشد . ممكن است گفته شود كه اين عامل يكى از فعاليتهاى مغزى ما است كه با تكيه به تجربهها و معلومات اندوخته شده ، بررسى و قضاوت مزبور را انجام مى دهد . اين مطلب صحيح است ، ولى عمل مزبور منحصر باين مرحله نيست ، بلكه ما فعاليت عاليترى را هم در درون خود مشاهده مى كنيم و آن اينست كه ما حتى مى توانيم خود آن عامل بررسى و قضاوت را هم براى تحقيق و داورى برنهيم .
تحقيق ما در اين مرحله به اين نحو است كه آيا خود عامل تحقيق و قضاوت در بررسىها و داورى خود روش منطقى صحيح داشته است يا نه اين عامل و به اصطلاح قاضى بالاتر چيست ممكن است اين عمل با نظر به پرسش از صحّت و منطقى بودن بررسى و قضاوت حالت صعودى داشته باشد . در اين صورت تجرد « من » روشنتر مى گردد .
آيا روح قابل شناسايى است مى توان گفت : در همهء جوامع و دورانها با كميّتها و كيفيتهاى مختلف ، كوششهاى فراوانى براى شناسائى روح انجام گرفته است . نتيجهء آن همه كوششها و تحقيقات اين بوده است كه معلومات ما در بارهء نيروها و فعاليّتهاى روح گسترده تر و عميقتر گشته است . روشنائىهاى گوناگونى كه از علوم روانشناسى و روانكاوى و روانپزشكى و همچنين ، معارف فراوانى كه از رفتارشناسى و ابعاد گوناگون انسانى نصيب ما گشته است فوق العاده چشمگير مى باشد ، ولى تاكنون ماهيت خود روح و به اصطلاح معمولىتر : « من » كه منشأ آن همه فعاليتها و نيروها است ، توضيح داده نشده است .
مشكل بودن شناخت ماهيت روح ، با توجه باين كه حتى نمودهاى روانى ما مانند لذت و درد و علم و انديشه و حكم و تجسيم مانند نمودهاى عينى قابل شناسائى