ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٥ - من بهترين شما نيستم
استدلال ديگرى كه در بارهء جدى بودن جملهء اقيلونى فلست بخيركم يا وليتكم و لست بخيركم ، گفته شده است : تأسفى است كه ابو بكر در نزديكى فوتش ابراز كرده است .
داستان اين تأسف چنين است كه در آن مرضى كه ابو بكر از دنيا رفت ، گروهى از مردم كه عبد الرحمن بن عوف هم در ميان آنان بود به عيادت او رفتند .
عبد الرحمن حال ابو بكر را پرسيد و براى او بهبودى آرزو نمود . سپس شروع به گفتگو كردند . ابو بكر گفت : اى مهاجرين مشقتى كه از شما مى بينم سختتر از درد اين بيمارى است كه مى كشم ، من بهترين شما در نظر خودم ( عمر ) را خليفهء شما قرار دادم بينى همهء شما باد كرد كه چرا اين امر را به او واگذار كردم . . . تا آنجا كه عبد الرحمن مى گويد : من نمى بينم كه تو در بارهء چيزى كه از تو فوت شده است ، اندوهگين باشى .
ابو بكر گفت : بلى ، سوگند به خدا ، بهيچ چيز تأسف نمى خورم مگر به سه كارى كه انجام دادم و كاش آنها را انجام نمى دادم و به سه كارى كه آنها را ترك كردم كاش آنها را بجا مى آوردم و به سه چيز كه كاش آنها را از پيامبر مى پرسيدم .
سه كارى كه كردم و كاش آنها را انجام نمى دادم : كاش هجوم به خانهء على را رها مى كردم ، اگر چه با من مبارزهء آشكار كرد و كاش در روز سقيفهء بنى ساعده دست بيعت به يكى از دو مرد ( ابو عبيده و عمر ) مى دادم و او امير مى شد و من وزيرش . . . تا آنجا كه مى گويد : آن سه چيز را كه مى خواستم از پيامبر سؤال كنم ، كاش مى پرسيدم : امر خلافت پس از او از آن كيست تا خلاف و نزاع در ميان مسلمانان نمى افتاد [١] . . .
٢٤ - فما راعنى الَّا و النّاس كعرف الضّبع الىّ ينثالون علىّ من كلّ جانب [٢]
[١] الامامة و السياسه - ابن قتيبهء دينورى ص ١٨ و ١٩ چاپ اول - مصر .
[٢] كلمهء ضبع كه در جملهء امير المؤمنين آمده است ، هم به معناى كفتار است و هم به معناى قحطى ، بعضى از شارحين نهج البلاغه ضبع را در جملهء مزبور به معناى كفتار گرفتهاند و تراكم جمعيت را به انبوه موهاى آن . ولى ما به معناى قحط و خشكسالى گرفتهايم . يعنى خشكسالى آرمانهاى عالى زندگى .