ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٦ - بهترين جايگاه با بدترين همسايگان
نظر بگيريد ، با اين تفاوت كه تفكرات امروزى ما در دنبال هزاران متفكر و فيلسوف و مكتب و تكاپوهاى گوناگون فرهنگى بوجود آمده است .
يعنى اگر چه انسانهاى عصر ما با دوران جاهليت خام و ابتدايى در پوچى زندگى مشتركند ، ولى ما اين امتياز را داريم كه پوچى زندگى ما پخته تر و محصول هزاران تكاپوها و صرف انرژى مغزهاى از خودبيگانه مى باشد ولى ملاك هر دو پوچى يك موضوع است و آن عبارت است از زندانى شدن روح در قفس پولادين « خود طبيعى » كه با شورابهء آزادى ، سيراب و متورم مى گردد .
بهترين جايگاه با بدترين همسايگان مكَّه جايگاهى است كه در تاريخ مقدسات بشرى عاليترين مقام را دارا است . آن معبد سترگ با دست « ابراهيم خليل » ( ع ) يكى از والاترين مردان الهى تاريخ بشرى ، بنا شده است .
در آن معبد مقدس بوده است كه ابراهيم و پس از او ديگر پيشوايان الهى با مبدء اعلا نزديكترين ارتباط را برقرار كردهاند .
رصدگاهى سترگ براى نظاره به بارگاه هستىآفرين بزرگ .
جايگاه امن و آرامش روان .
در آن مركز توحيد است كه دلهاى آدميان مى شورد و همهء محتويات آنها از جاى خود كنده مى شود و با اتصال به درياى رحمت الهى پاك و منزه مى گردد .
آن محيطى كه چنين مركز الهى در آن قرار گرفته است ، بهترين جايگاه براى انسان شدن ، و آن انسانهايى كه از حيات جز « خود طبيعى » تورم يافته از شوره زار حرّيت خيالى هدفى ندارند ، بدترين همسايگانى بودند كه تاريخ كمتر مى تواند سراغ مثل آنها را بدهد . اين پديدهء شرمآور اجتماعى را مى توان با مراتب و كيفيتهاى مختلف در خيلى از دورانها و جوامع بشرى سراغ گرفت .
باين معنى كه مردمانى را مى بينيم كه وسايل و سرمايههاى گوناگون در دست ، در بدبختىهاى اختيارى دست و پا مى زنند و رهسپار زباله دان تاريخ مى گردند .
امروز از نداشتن سرمايهء علم ناله نمى كنيم ، زيرا نه تنها از اين سرمايه بقدر لازم