ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٦ - مسئلهء دوم - ارزيابى علمى فرضيهء تحول
مى آيند و هنوز از جنبهء علمى روشن نگشته ، مورد بهره بردارىهاى عقيدتى ( ايده ئو - لوژىهاى پيش ساخته ) قرار مى گيرند . گروهى از متفكران گمان بردهاند كه فرضيهء تحول با اعتقاد بوجود خدا سازش ندارد ، زيرا تفسير منطقى علمى براى حركتها و دگرگونىهاى تكاملى پيشنهاد مى نمايد .
در صورتى كه گروههاى ديگرى از خداشناسان از همين فرضيّه دليلى براى وجود خدا استنباط كردهاند ، باين توضيح كه اين فرضيّه حتى جريان نظم را در عالم حيوانات كه از مقاومت و آگاهى و اراده در برابر قوانين طبيعت برخوردار است ، اثبات مى كند و يكى از بزرگترين دلايل وجود خداوندى ، نظم در عالم تكوين است .
به همين جهت بود كه عدّه اى از دانشمندان مسيحى و مسلمان با اين كه خدا شناس و متدين بودند ، فرضيهء مزبور را پذيرفتند .
در نامه اى از « چارلز داروين » كه به بعضى از متفكران آلمان نوشته است ، صريحا اعتراف او بوجود خداى يگانه كه نظمدهندهء عالم هستى است ، ديده مى شود ، مراجعه شود به كتاب بنياد انواع تأليف « داروين » مقدمهء ترجمهء عربى به وسيلهء اسماعيل مظهر سعيد .
آنچه كه مورد بحث و اختلاف است ، اينست كه آيا فرضيّهء تحول با متون كتاب عهدين ( تورات و انجيل ) و قرآن سازگار است يا نه دانشمند محترم آقاى دكتر « سحابى » در كتاب خلقت انسان به اين سؤال از ديدگاه قرآن پاسخ مثبت مى دهد .
مسئلهء دوم - ارزيابى علمى فرضيهء تحول موضوع بسيار مهمى كه هست اينست كه دو بنيانگذار اصلى تحول ( لامارك و داروين ) براى اثبات مدعاى مشترك دلايل مورد اتفاق نظر نمى آورند . داروين عقايد لامارك را نمى پذيرد . عقايد لامارك در جريان تحول به ترتيب زير بوده است : « مادامى كه شرايط زندگى تغيير مى يابد ، حوائج و نيازمندىها و در نتيجه خوى و عادات آن جانور نيز دچار تغيير مى گردد و سپس موجود با شرايط جديد