ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٩ - قرآن و راه درك اعجاز آن
٩ - چرا بايستى من مورد شناخت و كشف قرار بگيرد براى اين كه بدانيم خود طبيعى او كه از تفاعل ماده و رنگآميزيهاى محيط بوجود آمده است ، چيست و آن « من » ساخته شده بوسيلهء گرايشها و حركات اختيارى كدام است پس از بدست آوردن اين گونه معلومات ، بياييد به درك معناى ( كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ) ( هر كس در گروگان عمل خويشتن است ) ، بپردازيد .
و بهمين ترتيب پنج آيه را كه در مبحث « محمد رسول اللَّه ( ص ) مبعوث مى شود » مطرح كردهايم ، در اين مورد بررسى نماييد .
آيهء اول چنين است : ( خداوند آبى از آسمان فرو فرستاد ، اين آب در سيلگاهها بجريان افتاد ، از سيل جارى كفها سر برآورد [ و همچنين : ] آن موادى كه بوسيلهء آتش براى زينت يا كالاى ديگرى ذوب مى كنيد ، مانند همان سيل كف بر مى آورد .
بدينسان خداوند [ مثل اختلاط ] حق و باطل را مى زند ، امّا كفهاى سربرآورده از بين مى روند و آنچه كه به سود انسانها است در روى زمين پايدار مى ماند و بدينسان خداوند مثلها مى زند ) در آن مبحث شش مطلب را در آيهء مزبور متذكر شديم .
اكنون براى توضيح بيشتر مى خواهيم مقدارى از معلومات و آگاهىهايى را كه براى هر يك از آن مطالب ششگانه لازم است تا اعجاز و فوق طبيعى بودن قرآن اثبات شود ، از نظر بگذرانيم : مطلب يكم - مبانى اصيل حوادث طبيعى و انسانى مربوط به خود آن دو قلمرو نيست ، بلكه از پشت پردهء طبيعت سرازير مى گردند .
شايد خيلى از مطالعه كنندگان محترم ، اين بيت نظامى گنجوى را شنيده باشند كه : - < شعر > زين پرده ترانه ساخت نتوان وين پرده بخود شناخت نتوان < / شعر > همچنين ممكن است اين سه بيت جلال الدين مولوى را ديده باشند كه :
< شعر > كاشكى هستى زبانى داشتى تا زهستان پردهها برداشتى هر چه گويى اى دم هستى از آن پردهء ديگر بر او بستى بدان < / شعر >