ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٢ - مسئلهء سوم - خلقت انسان از ديدگاه قرآن
( فَإِذا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَه . ساجِدِينَ فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ . أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى أَنْ يَكُونَ مَعَ ) [١] .
( در آن هنگام كه پروردگار تو به فرشتگان گفت : من بشرى از گل خشكيده و تيره و دگرگون شونده مى آفرينم . و هنگامى كه او را بنظم خود در آورده و از روح خود در او دميدم در برابر او سجده كنان بيافتيد همهء فرشتگان به سجده افتادند مگر شيطان كه از ورود در سجده كنندگان امتناع ورزيد .
اين مضمون از آيات نشان مى دهد كه بشر بدون فاصلهء زمانى و تحولات از گل خشكيده و تيره آفريده شده است .
اين احتمال كه دميده شدن روح انسانى پس از گذشت زمان كه مورد نياز تنظيم بوده است ، مى تواند دليل تحول بوده باشد ، [ به اين معنى كه دوران تسويه ( تنظيم ) همان دوران تكامل بوده باشد ] از نظر قاعدهء كلام ، صحيح بنظر نمى رسد ، زيرا اگر بشر از حيوان تكامل يافته اى بنام « كرومانيون » مثلا تحول يافته باشد ، حدّاقل ميان گل خشكيده و تيره تاكرومانيون و از كرومانيون تا بشر مسلما ميليونها سال فاصله وجود داشته است .
با اين فرض چگونه مى توان گفت بشر از گل خشكيده و تيره ساخته شده است ( ميليونها سال پيش ) اگر كسى بگويد چنين كلامى محال منطقى در بر ندارد كه موجود فعلى را به مادهء نخستين آن كه حتى در آغاز خلقت به وجود آمده است نسبت داد . مى گوئيم : اين اعتراض هم صحيح بنظر نمى رسد ، زيرا موقعى كه خداوند به فرشتگان اطلاع از خلقت بشر مى داد ، بشرى خلق نشده بود . آيا اين گونه دستور صحيح است كه خدا بگويد : اى فرشتگان ، من اكنون از گل تيره و خشكيده ، جاندار تك سلَّولى مى سازم و پس از ميليونها سال و تحولات فراوان اين جاندار تك سلولى آدم خواهد شد ، شما به آن آدم سجده كنيد يك آيهء ديگر كه به استقلال آدم در خلقت ، بيشتر از آيات ديگر دلالت مى كند
[١] الحجر آيهء ٢٨ تا ٣٠ .