ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٣ - من بهترين شما نيستم
ابن ابى الحديد پس از نقل جملهء مزبور در صدد تأويل آن برمى آيد و مى گويد : « كسانى كه افضل بودن را در امامت شرط نمى دانند جملهء مزبور را دليل مدعاى خود قرار مى دهند و مى گويند : همى جمله دليل آن است كه افضل بودن خليفه شرط خلافت نيست و كسانى كه اين جمله را از ابو بكر نقل كردهاند ، مى گويند : ابو بكر با گفتن آن مى خواسته است درون مردم را در بيعتى كه با او كردهاند به هيجان در آورد تا بداند موافق كيست و مخالف كدام است ، كيست كه او را دوست دارد و كيست كه با او خصومت مى ورزد وقتى كه اين جمله را گفت و كسى اعتراض نكرد ، فهميد كه دلها به بيعت او رضايت و اعتقاد دارد ، به خلافت خود ادامه داد و مانند خلفاء در رعيت خود به حكومت كردن پرداخت و او كه خلافت را پس از خود تعيين كرد ، مورد انكار نگشت . همين جريان را از على بن ابي طالب ( ع ) هم مى بينيم كه پس از كشته شدن عثمان ، فرمود : « دعونى و التمسوا غيرى فانالكم وزيرا خير منّى لكم اميرا » .
( مرا رها كنيد ، و كس ديگرى را براى خلافت بخواهيد ، من اگر براى شما وزير باشم بهتر از آنست كه امير و زمامدار شما باشم ) .
بنا بر اين امير المؤمنين عليه السلام نخست اظهار كراهت از خلافت نموده ، سپس آن را به فرزندش امام حسن مجتبى ( ع ) واگذار نموده است » [١] .
بنظر مى رسد كه تأويل ابن ابى الحديد در بارهء جملهء مورد بحث صحيح نيست ، زيرا قانون انتخاب و رأىگيرى اقتضا مى كند كه پيش از اشتغال به زمامدارى انجام بگيرد ، نه پس از اشتغال كه براى مردم تثبيت شده تلقى گشته است ، زيرا پس از تثبيت زمامدارى ، آنهم در صدر اول اسلام ، اظهار مخالفت كار آسانى نبوده است .
باضافهء اين كه در هيچ يك از منابع معتبر نقل نشده است كه در اين شورى و رأى گيرى ، اكثريت مردم برخيزند و بگويند : ما مخالفيم يا موافقيم ، آنچه كه از مجموع قراين اين داستان برمى آيد ، اينست كه پاسخ جملهء مزبور با سكوت برگذار شده است .
[١] شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد ج ١ ص ١٦٩ .