ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٦ - شيطان حضرت آدم ابو البشر را فريب داد
اگر چه ناچيزترين پديده بوده باشد .
اين مثال روشن را بارها در نظر آوردهايم كه فرض كنيم كوه دماوند به عللى مربوط به مواد زيرزمينى منفجر شود و صدها چشمهء زلال از درون آن راه بيافتد و كوير ايران را چنان احياء كند كه بتواند زندگى ميليونها انسان را تأمين نمايد .
اين امتياز فوق العاده چشمگير ، انفجار دماوند را وارد منطقهء ارزشها نمى كند ، زيرا آنچه كه واقع شده است ، اينست كه مقدارى عوامل طبيعى در گذشته ، آب فراوانى را در درون كوه دماوند جمع كرده ، امروز عوامل ديگرى آن آب را بيرون آورده و به جريان انداخته است . همهء اين پديدهها جز جريان جبرى در مسير جبرى نبوده است . در صورتى كه يك پينه دوز كه كفش شما را در مقابل پول معينى مى دوزد ، اگر چند بخيهء ديگر بيش از كار مورد معامله به كفش شما بزند با اين هدفگيرى كه كفش چند روز بيشتر در پاى يك انسان دوام پيدا كند ، وارد منطقهء ارزشها مى گردد .
با مطالعهء دقيق در سه نوع اختلاف مزبور مسئلهء مورد بحث روشن مى گردد .
زيرا اختلاف طبيعى و روانى در افراد آدمى چنانكه گفتيم : ضرورتى است كه از حتمى ترين قانون زندگى ناشى گشته است .
و با دقت كافى در دو نوع بودن امتيازات ، اين اعتراض برداشته مى شود كه چرا خداوند ، بعضى از انسانها را با مقام نبوت ممتاز نموده است زيرا اولا همهء آدميان كه براى پيامبرى برگزيده نمى شوند ، چنانكه اگر همهء كرات منظومهء شمسى ، خورشيد بودند ، زندگى جانداران و نباتات در روى زمين امكانپذير نبود . نيز هر كس كه به مقام نبوت برسد ، همين سؤال وجود دارد كه چرا خدا آن شخص را با نبوت ممتاز نموده است اين همان سؤال خنده آورى است كه با نظر به نادانى در بارهء علل جريانات عالم هستى براى خود مطرح مى كنيم كه مثلا چرا ستارهء شعراى يمانى در آن نقطه از فضا قرار گرفته در نقطهء مقابل واقع نشده است ثانيا - چنانكه گفتيم : امتيازى كه به اختيار و كوشش خود انسان مستند نباشد ،