ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٥ - پيامبر اكرم مى رود و دو وسيلهء بزرگ هدايت را در ميان مردم مى گذارد
« شهر قرطبه يك ميليون جمعيت ، هشتاد مدرسهء عمومى [ شبيه به دانشكدههاى امروزى ] و كتابخانه اى داراى ٦٠٠ هزار مجلد كتاب داشته است » [١] .
با اين كه متصديان امور اجتماعى در دوران بنى أميه و بنى عباس بمسائل زندگى خود محورى بيشتر از ترويج واقعيات اسلام اهميت مى دادند ، ترقى و تكامل فردى و اجتماعى جوامعى كه اسلام را پذيرفته بودند ، در قرنهاى سوم و چهارم هجرى به اوج مى رسد .
علم و معرفت از سقوط حتمى كه در قرون وسطى پيش آمده بود ، به وسيلهء مسلمانان نجات پيدا مى كند . در دوران عمر بن عبد العزيز كه تا اندازه اى بمسائل اسلامى اهميت مى داد ، فقر و فلاكت از جوامع اسلامى ريشه كن شد و او بودجهء اضافى بيت المال را به آفريقا فرستاد ، تا هر چه برده و كنيز باشد ، آزاد كنند . پيامبر اكرم هرگز اصلاح حال بشر و عامل اعتلا و تكامل جوامع را وابستهء وجود شخصى خود ننمود ، در سرتاسر قرآن آيات فراوانى اين معنى را تأكيد مى كند كه من هم مانند شما بشرى هستم ، تفاوت من با شما در اينست كه به من وحى مى شود و مأمور ابلاغ واقعياتى هستم كه رستگارى مادى و معنوى شما را تأمين مى كند . اين نفى وابستگى به خود ، از يك قانون بسيار مهم سرچشمه مى گيرد كه در همهء پيامبران و افراد مصلح عاليمقام ديده مى شود .
آن قانون اينست كه هر چه تكامل و رشد يك انسان بالاتر برود ، موضوعات مورد گرايش و دريافتشده هايش از وابستگى به شخصيت اختصاصى او بريده مى شود و چنانكه در مجلد اول گفتيم : گفتارش جملاتى براى قانون و كردارش تجسم يافته اى از قانون و انديشه هايش رشته اى از قضايا مى شود كه اگر عينيت پيدا كند ، بصورت قانون درمى آيد . لذا جسم پيامبر اكرم ( ص ) از دنيا مى رود ، ولى در حقيقت وجود او كه تجسم يافتهء قانون است به بقاى خود ادامه مى دهد . ادامهء وجود او دو ركن اساسى دارد : كتاب اللَّه ( قرآن ) و عترت او ( أئمهء معصومين ) مباحث مشروحى در بارهء ركن
[١] تاريخ علوم پىير روسو ص ١١٨ .