ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٣ - نه راهى براى حركت به پيش و نه عاملى محرك براى رهائى از آن وضع
پيامبر اسلام در آن مبعوث شده است ، پر از اين پديدههاى قسم چهارم بوده همان طور كه امير المؤمنين عليه السلام تعريف مى نمايد : « نه راهى براى حركت به پيش داشتند و نه عاملى محرك براى رهايى از آن وضع » يعنى تنگناى كشندهء انحرافات و تباهىها ، اجتماع آن محيط را چنان در خود فشرده بود كه راهى براى بيرون رفتن از تنگناى وجود نداشت .
مغزهاى سازنده در پى سودجويى ، دلهاى پاك در تاريكىها و ابهام يأس افسرده ، قوانين و مقررات زندگى اجتماعى دستخوش اميال و خودكامگىهاى اقوياء ، معرفت و علم منحصر در پديده هايى كه آنان را سخت قالبگيرى كرده ، مانند بيابان ، كوهان شتر ، درهم و دينار ، مباهاتهاى بىاساس قبيله اى و نژادى ، چادرهاى نصب شده در ريگزارهايى كه هر طرف چشم كار مى كرد جز خارهاى مغيلان و سنگهاى سياه و سوخته و تپههاى ريگ ، و شترى كه بچهء خود را شير مى دهد و سگى كه پاى بيگانه اى را گرفته ، نمى ديد . فرهنگى پر از قضاياى تا بويى ( قضايايى كه بدون دليل به درستى آنها ، يا با وجود دليل به خرافات بودنش مورد اعتقاد و عمل قرار مى گيرد ) افرادى انگشت شمار مانند : قس بن ساعدهء ايادى ، لبيد بن ربيعة عامرى ، البهاء زهير مانند چند قطرهء شيرين در دريايى شور ، چه مى توانستند انجام بدهند و چگونه ياراى خروج از بنبست آن تنگناى كشنده را داشتند انسانهاى واقعگرا در چنان محيط بسته هر راهى را كه براى خروج از آن ، پيش مى گرفتند به تنگناى بدترى دچار مى شدند .
عامل محرك براى رهايى از چنان محيط و اجتماع ، عقول و وجدانهاى عظماى جامعه است ، وقتى كه اين دو نيروى راهنما و سازنده ، در هر مرحله و موقعيتى با شكست روبرو شدند ، تدريجا نيروى فعاليت خود را از دست مى دهند و يا به آتشفشانهايى مبدل مى شوند كه به تنگى محاصرهء تنگناهاى اجتماع مى افزايند .
نتايج شكست عوامل محرك براى رهايى از آن گونه موقعيت بسته همان است كه امير المؤمنين ( ع ) در سخنان خود مى آورد : « اثرى از رشد و هدايت ديده نمى شود ، كورى و ظلمت همهء جا و همهء شئون