ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٤ - قرآن و راه درك اعجاز آن
< شعر > هر نفس نو مى شود دنيا و ما بىخبر از نو شدن اندر بقا عمر همچون جوى نو نو مى رسد مستمرى مى نمايد در جسد < / شعر > بنا بر اين ، هيچ اصل و قانون علمى و فلسفى نمى تواند اثبات كند كه هر كس كه لحظهء پيشين را از حيات برخوردار بوده است ، بايستى لحظهء بعدى را هم بحيات خود ادامه بدهد . بنا بر اين همهء لحظات زندگى آدمى منفعتهايى است كه به او مى رسد . و هر منفعت ديگرى در سطوح زندگى مربوط بهمان اصل حيات مستمر باشد ، در حقيقت بازگو كنندهء بعد يا ابعادى از همان منفعت مى باشد .
پس از اين ملاحظات علمى و فلسفى مى توانيم اعجاز و فوق طبيعى بودن آيات كتاب خداوندى را درك كنيم كه مى گويد : ( أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ ) .
( و امّا آنچه كه سودمند بحال انسانها است در روى زمين پايدار مى ماند ) .
آيهء دوم - خداوند وضع هيچ جامعه اى را دگرگون نمى سازد ، مگر اين كه آن جامعه اى در وضع خود تغييرى ايجاد كند » .
تمدنها در جوامع بشرى در اينجا و آنجا مى درخشند و مدتى به نورپراكنى خود ادامه مى دهند و آن گاه خاموش مى گردند . همين طور فرهنگها و ساير مظاهر ترقى و اعتلا در دگرگونىها قرار مى گيرند . اضطرابات كوتاه مدت يا طولانى جامعه اى را در خود فرو مى برد . در همان حال جوامع ديگرى از آرامشهاى نسبى برخوردار مى باشند . همين اضطرابات و آرامشها بتدريج از بين مى روند و جوّ ملَّتها را به اضداد خود خالى مى نمايند . عامل يا عوامل اين دگرگونىها چيست بقول « ميرفندرسكى » :
< شعر > هر كسى چيزى همى گويد ز تيره رأى خويش تا گمان آيدت كاو قسطاى بن لوقاستى هر كسى آرد بقول خود دليل از گفته اى در ميان بحث و نزاع و شورش و غوغاستى < / شعر > چه بحث و نزاع و غوغايى كه تاكنون در حدود ٢٠ عامل براى دگرگونيهاى