ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١١ - قرآن و راه درك اعجاز آن
اصول بنيادين آن كه در فوق طبيعت است آغاز كرد يا وجود آن را پذيرفت آيا ما مى توانيم طنابها و پلهايى متصل بنام هيولى يا مادهء مطلق را براى عبور صورتها از خود طبيعت اثبات كنيم آيا براى ما امكان دارد كه روابط ضرورى ميان اجزاى قوانين هستى را با وضع عينى در خود جهان مشاهده كنيم نه ، هيچ يك از اين مسائل امكانپذير نيست . پس از كوشش و تقلَّا در اين مطالب علمى و فلسفى برگرديد به معناى آيه ( خداوند آبى از آسمان فرستاد ) .
( وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه وَما نُنَزِّلُه إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ) [١] .
( هيچ چيزى [ در عالم هستى ] وجود ندارد مگر اين كه منابع آن در نزد ما است و ما فرو نمى فرستيم آن را مگر با اندازهء معين ) .
مطلب دوم - مبانى سرازير شده از پشت پردهء طبيعت باندازهء استعدادها و مطابق قوانين تعبيه شده در دو قلمرو است .
براى دريافت نهايى بودن اين مطلب در جهان معرفت ، نخست بايد بسراغ مسائل مربوط به قانون و نظم برويم .
از نظم حرارت تنور پيرزنى در كوهپايهها براى پختن نان شروع كنيم و سپس سرى به آزمايشگاههاى همهء دنيا بزنيم ، خواهيم ديد همهء فعاليتهاى حسّى و مغزى بشرى از يك عامل تحريك مى شود و آن اينست كه جهان و اجزاء و روابط آنها نظم و قانون دارد و ما از يك موقعيت قانونى و منظم به موقعيت قانونى و منظم ديگرى رهسپار مى گرديم ، و در هر مسيرى هم كه قدم برمى داريم در ميان حلقههاى زنجيرى قوانين غوطه وريم .
براى حساب احتمالات هم نبايد تفسير غير واقعى انجام بدهيم ، زيرا جهان با شناسائى جهان فرق دارد .
باضافهء اين كه با در نظر گرفتن شرايط حسّى و ذهنى و وسيلهء آزمايشى و موضوع مورد تحقيق كه بايستى حادثه را با احتمالات محاسبه كنيم ، تعين قطعى و مشخص
[١] - الحجر آيه ٢١ .