ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٣ - آيا علاقه و محبت به پيشوايان ما فوق الطبيعه و اولياء اللَّه نوعى از شرك است
مرتبهء اين خدا در ميان خدايان پس از پتاح است كه ايجاد كنندهء كائنات است » [١] در آيات قرآنى چگونگى اعتقاد بتپرستان در بارهء بتها بمضمون آيهء زير است : ( « وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الله ما لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ الله قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ الله بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَلا فِي الأَرْضِ سُبْحانَه وَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ » ) [٢] .
( آنان چيزهايى را جز خدا مى پرستند كه نه ضررى بآنان مى رساند و نه منفعتى .
و مى گويند اين بتها شفاعت كنندگان ما در نزد خداوند هستند . بآنان بگو : آيا شما چيزى را بخدا خبر مى دهيد كه وجود آنها را در آسمانها و زمين نمى داند ( يعنى وجود ندارند ) خداوند پاكيزه و بالاتر از آن شرك است كه شما مى ورزيد ) .
توحيد حقيقى كه در كلام امير المؤمنين عليه السلام كمال تصديق خداوندى معرفى شده است ، آن توحيدى است كه از اين شرك بر كنار باشد . زيرا يك موجود جامد و محدود و محاصره شده در قوانين طبيعت شايسته بر نهاده شدن در برابر خداوند متعال نيست ، روح خداجوى بشرى را وابسته كردن به چنين موجود ناچيزى اگر چه بعنوان وسيله و شفيع و موجب تمركز قواى دماغى هم بوده باشد ، بكوچك انگاشتن خداى بزرگ مى انجامد . پس در حقيقت بت پرستان و آنان كه خدايان يا ارباب انواع را مورد گرايش قرار مى دهند ، خداى واقعى براى آنان مورد تصديق نمى گردد ، بلكه بدبختانه جوشش فطرت توحيد را بوسيلهء آن بتها و خدايان فرو مى نشانند .
آيا علاقه و محبت به پيشوايان ما فوق الطبيعه و اولياء اللَّه نوعى از شرك است بعضى از اشخاص چنين گمان كردهاند كه علاقه و محبّت به پيشوايان ما فوق الطبيعه و اولياء اللَّه هم نوعى از شرك است . اينان در اين مسئلهء مهم درست نمى انديشند و نمى توانند بتپرستى و گرايش به خدايان متعدد را از موضوع محبّت و
[١] العقد الثمين ص ١٠ « احمد افندى كمال » .
[٢] يونس آيه ١٨ .